غرجستان معاودت نمود ؛ و ولى محمد خان « 1 » از وقوع اين امر مسرور گشته جمعى را به تاخت بادغيس و مرو فرستاده به نيروى اقبال بى زوال برف عظيم در بادغيس باريده جماعت مزبور افسرده و پريشان مراجعت نمودند و جمعى نيز طعمهء شمشير سپاه نصرت توأمان گرديدند و بكتش خان حاكم مرو نيز جمعى را به تعاقب اوزبكيه كه بدان حدود رفته بودند تعيين نموده ، سيصد چهارصد نفر از آن گروه را به دار البوار فرستاده اموالى را كه يغما نموده بودند بازگردانيدند .
ذكر مراجعت رايات نصرت آيات از شروان به تبريز و رفتن به خراسان
بعد از تسخير قلعهء شماخى رايات نصرت آيات از راه اهر و دار الارشاد اردبيل روانهء دار السلطنهء تبريز گرديده امرا عظام را [ گ 74 ب ] مقرر فرمودند كه لسان عساكر نصرت شعار كه پنج سال است زحمت اسفار مىكشند ديده ، خود به مقتضاى نذر ، از راه قزوين متوجه زيارت آستانهء عرش درجه رضيهء رضويهء امام ثامن ضامن مفترض الطاعه واجب العصمه - عليه و آبائه و عترته السلام و التحيه - گرديدند و در آن مكان خلدنشان حسين خان حاكم هرات بكتش « 2 » خان حاكم مرو و ساير امرا به خدمت رسيده سر افتخار به اوج كيوان رسانيده و بعد از تقديم مراسم زيارت ، همركاب سعادت متوجه دار السلطنهء صفهان گشتند و در حينى كه رايات نصرت آيات وارد تبريز گشت عريضهء اخلاص نشان غازىگراى خان تاتار به درگاه رسيده استدعاى اطلاق خندان آقا و پسران او نموده بود . خندان آقا عرض نمود كه پسران او در دادگاه جهان پناه بوده خود مرخص گردد كه روانهء روم شده در تشييد اساس مصالحه سعى نمايد و مشاراليه را مصحوب ابو القاسم بيگ يوزباشى ايواوغلى روانه فرمودند و در اثناى راه به حسب تقدير اوتيهء چركس كه در آن حدود حكومت داشت خندان آقا را مقتول گردانيد و ابو القاسم بى نيل مقصود مراجعت نمود .
وقايع متنوعه
در اين سال غبار وحشت فيما بين ميرزاى عالميان و محراب خان ارتفاع يافته ، ميرزاى عالميان در آستانهء مقدّسه متحصّن شده بعد از وقوع اين امر « 3 » نوّاب
هامش
( 1 ) . متن : محمود
( 2 ) . متن : اكتش
( 3 ) . متن : مر