مغلوب گرديدند و كوسه صفر ، وزير بيگلربيگى ارزن الروم و مصطفى پاشا ولد رضيه خاتون و شير احمد پاشا حاكم قارص و قوجى خان كرد برادر غازى خان و على پاشا زنجير قرن و عثمان پاشاى بيگلربيگى شام از ساغر تيغ درخشان غازيان مست بادهء فنا گشتند ؛ و نوّاب گيتى ستان به سعادت و اقبال جلوس فرموده غازيان نصرت شعار جمعى را كه زنده به دست آمده بودند از سر و اخترمه به نظر كيميا اثر رسانيد [ ند ] . در اين اثنا يكى از قورچيان كردى را كه در ميدان مبازرت اسير سرپنجهء استيلا و اقتدار او شده بود به نظر اشرف رسانيده حكم بر قتل آن مدبر بداختر فرمودند و آن مخذول از استماع اين فرمان دست به خنجر كرده به قصد ذات مقدس آن حضرت دويده خود را به بالاى سر آن معدن شجاعت رسانيد . حضرت اعلى دست دراز كرده سردست او را با خنجر پيچيده به جانب خود كشيده زانوى مبارك بر بالاى آن نهادند و بندگان و ملتزمان آستان هجوم آورده آن بىادب شقاوت نصب « 1 » را به ضرب شمشير تيز ريز ريز گردانيدند و غلامان و بندگان اين آستان خلافت نشان از سلامتى ذات مقدس اعليحضرت گيتى ستانى سجدات شكر به تقديم رسانيده آن شب را بنابر احتياط در نهايت تيقّظ به سر برده ، اللّه ويردى خان را به محافظت و پاسدارى مأمور داشتند . و بعد از وقوع اين فتح مبين پاى فرار و اصطبار سردار از جاى رفته ، احمال و اثقال و مايعرف خود را گذاشته سالك طريق فرار گرديدند .
ذكر فرستادن جهانگير خان و محمد سلطان اوزبك از حدود نخجوان به خراسان
قبل از وقوع اين فتح مبين خاطر همايون « 2 » متوجه آن شد كه جهانگير خان [ و ] ساير سلاطين زادههاى « 3 » اوزبك را روانهء خراسان نمايند و ايشان را از نخجوان روانه فرمودند . بعد از ورود دار السلطنهء قزوين اصغاى خبر اين فتح مبين نموده متعلقان خود را در قزوين گذاشته به مسرت تمام روانهء خراسان شدند و حسين خان چندگاه ايشان را در دار السلطنهء [ گ 73 آ ] هرات نگاه داشته در اوايل ايت ئيل سنهء اربع عشر
هامش
( 1 ) . متن : نصب
( 2 ) . متن : هميون
( 3 ) . متن : زادهاى