گيتى ستانى اسيران را آزاد فرموده اللّه قلى بيگ [ گ 69 آ ] مزبور مورد عنايات شاهانه گرديد .
ذكر آمدن اوزون احمد به قصد تاخت قلمرو [ على شكر ] « 1 »
بعد از مراجعت اللّه ويردى خان اوزون احمد به گمان اينكه قلمرو [ على شكر ] از مستحفظ خالى است جمعى از لشكر بغداد و آن حدود فراهم آورده به قصد تاخت الكاى قلمرو در حركت آمد . قاسم سلطان افشار و حسين خان حاكم لرستان از حركت او اطلاع يافته با دو هزار نفر به استقبال مشار اليه شتافته با آنكه سپاه او زياده بر دوازده هزار نفر بود ، به نيروى اقبال بىزوال قرين فتح گشتند و اوزون احمد در معركهء قتال گرفتار گرديد و او را در حينى كه خاطر از فتح ايروان فراغت حاصل نموده بود به نظر كيميا اثر رسانيدند ؛ و نوّاب گيتىستان كردههاى او را كأن لم يكن انگاشته او را مشمول انعامات ساخته مرخص فرمودند ؛ و در حين رفتن در قصبهء زنجان داعى حق را لبيك اجابت نمود و مقرر شد كه جثهء او را نقل بغداد نمايند و منشور ايالت بغداد به اسم محمد آقا ولد او صادر گشت و او از غايت بىسعادتى امتثال آن منشور الادب الهى ننموده در اندك زمانى از قفاى پدر روان گشته از عمر و دولت تمتعى نيافت .
ذكر بعضى وقايع كه در وقت ييلاق تا حين آمدن چغال اوغلى سردار روم ، روى نمود
نوّاب گيتى ستان در اين اوقات محمّد معصوم خان بكرى ايلچى اكبر پادشاه را رخصت انصراف ارزانى داشته امراى اكراد را كه در درگاه معلى بودند مرخص ساختند . و در اين اثنا طهمورث و كشيش ولدان داود خان ولد الكسندر خان احراز سعادت بندگى نموده به خدمت پيوستند . و در همين اوقات اللّه ويردى خان را با فوجى از جنود مسعود بر سر احمد پاشاى حاكم وان كه بر سر قلعهء ارجيش رفته حاكم آنجا را محصور ساخته بود فرستادند و اللّه ويردى خان حسب الامر به اين خدمت مبادرت نمود . احمد پاشا از سطوت سپاه منصور فرار نموده راه صحراى
هامش
( 1 ) . از روى عالم آراى عباسى ص 660 اضافه شد .