به سفر و جهاد با مخالفين دين مبين حاضر گردند و كستنديل ميرزا ولد الكسندر خان را به رتبهء امير الامرايى و لقب ارجمند خانى شيروان سرافراز ساخته روانه فرمودند و مقرر داشتند كه از مردم ايل و اويماقات حوالى اردبيل و ارشق هركس ارادهء ملازمت مشاراليه داشته باشد احدى مانع نشود و شاه مير خان را كه از نژاد حكام شكّى و در درگاه جهان پناه بود حاكم الكاى مزبور نموده ، به دستور مرخص فرمودند و شمسى خان [ گ 70 آ ] قزاقلر نيز بر سه ايالت سرافراز شده در سلك امراى شيروان انتظام يافت و على خان منافق را كه در ايروان به شرف پاىبوس اشرف سرافراز شده بود به لقب موافق و ايالت سرافراز نمود مقرر شد كه كومك الكسندر خان بوده باشد و بكتاش سلطان ولد محمود خان موصول تركمان و تيزرو سلطان مقدم و اخى سلطان جاگيرلو و على خان سلطان شمس الدين لو و ولد سردار محمود و على سلطان ارشى نيز به موافقت او مأمور گشتند و مقرر شد كه ذو الفقار خان قرامانلو حاكم اردبيل و حسين خان قاجار موافقت الكسندر خان و كستنديل خان نموده ايشان را از آبگير بگذرانند .
ذكر فتح قلعهء بست
در حين مراجعت رايات نصرت آيات از سفر بلخ مير زين العابدين نبيرهء ميرعبد الحى « 1 » از سلوك ناهنجار حاكم قندهار ملول گشته پناه به درگاه جهان پناه آورده در دار السلطنهء هرات به سر مىبرد . در اين اوقات خسرو بيگ غلام حسين خان را كه به جهت ضبط باج و حفظ شوارع در فراه مىبود بر آن داشت كه روانهء بست شده الكاى مزبور را به تصرف درآورد . خسرو بيگ انتهاز فرصت نموده على الغفله روانه شده آن قلعه را به سهولت تصرف نمود و شاهى بيگ جمعى از لشكر جغتاى را به قصد انتزاع آن تعيين نموده روانه ساخت و حسين خان نيز جمعى از غازيان نصرت شعار را به كومك خسرو بيگ تعيين كرده در كنار رود هيرمند تلاقى فريقين روى داده سپاه نصرت پناه قزلباش قرين فتح و فيروزى گشته جماعت جغتاى
هامش
( 1 ) . در عالم آراى عباسى تصحيح دكتر رضوانى ج 2 ص 1093 ميرعبد الحسين ذكر شده است .