چگنى و على خان بيگ ايشيك آقاسى باشى را با جمعى مأمور ساختند كه ايشان را به قارص رسانيده مراجعت نمايند ؛ و على خان بيگ ايشان را به قارص رسانيده آن گروه خذلان پژوه در برابر اين احسان ، كفران نعمت ورزيده على خان بيگ را با آمدن چغال اوغلى محبوس داشتند و شريف پاشاى اصفهانى الاصل كه در قلعهء ايروان بود از رفتن ابا نموده استدعا كرد كه در روضهء مقدّسهء رضويه ساكن بوده باشد و هر سال سيصد تومان نقد و پانصد خروار شترى ، غله در وجه مدد معاش او مقرر گشته به اين سعادت متمتّع گشت و حكومت ايروان به اميرگونه خان قاجار و الكاى نخجوان به مقصود سلطان كنگرلو شفقت شد و قاقزمان به نفس سلطان سعدلو تفويض يافت و غازى بيگ و قوچى بيگ برادر او ولدان شاهقلى حكارى و قليچ بيگ دنبلى و جمشيد سلطان دنبلى و منصور بيگ محمودى تيولات مناسب يافتند و گرگين خان ولد سميون « 1 » خان حاكم گرجستان مرخص گشته مشمول انعامات شاهانه گرديد .
ذكر محاربهء روميان غدّار با حسين خان قاجار
حسين خان قاجار حاكم استرآباد را از دار المؤمنين مزبور طلب داشته به نويد حكومت قراباغ مستمال ساخته با جمعى از عساكر روانهء آن حدود فرموده بودند ؛ و مقارن ورود حسين خان روميان آنجا اتفاق نموده متوجه مقاتلهء مشاراليه گشتند و به علت روسياهى جماعت دونك قراباغ كه در حين تقارب فريقين از مشاراليه روگردان شده بودند از روميه مغلوب گشته ، رستم سلطان سوكلن گرفتار گرديد .
فرستادن اللّه قلى بيگ قورچى باشى با جمعى از غازيان به تاخت قراباغ
بعد از وقوع امر مذكور نوّاب گيتى ستان ، اللّه قلى بيگ قورچى باشى را با فوجى از غازيان نصرت توأمان به تنبيه متمردين قراباغ و تاخت آنجا نامزد فرمودند ؛ و مشاراليه روانهء آن حدود گشته رايت فتح برافراشت و روميان را مغلوب و منكوب ساخته غنايم موفور و اسير نامحصور به دست آورده مراجعت نمود ؛ و نوّاب
هامش
( 1 ) . احتمالا : سيمون