تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

وقايع متنوعه

در اين سال محمد خان [ زياد اوغلى قاجار ] حاكم قراباغ به قصد استرداد « 1 » الكاى قراباغ با سپاهى انبوه روانهء قراباغ شده قلعهء آنجا را محاصره نمود و بنابر آنكه ايلچى به جهت تمهيد صلح به روم روانه شده بود ، حكم همايون به اسم محمد خان صادر شد كه دست از اين [ محاصره ] بازداشته به وقت ديگر اندازد و محمد خان حسب الامر دست از محاصره بازداشته به تكليف الكسندر خان حاكم گرجستان نزد او رفته و آن بىايمان او را گرفته نزد خواندگار فرستاد و بعد از قرار صلح از استنبول آمده در دار الارشاد اردبيل به سر مىبرد و بعد از پانزده « 2 » سال كه قراباغ به تصرف درآمد به دستور به حكومت آنجا سرافراز شده ، محمد شريف خان نيز در اين سال با جمعى از رفقا از قزوين فرار نموده نزد خان احمد به گيلان رفت و فرهاد آقا ، غلام سلطان حمزه ميرزا كه از جانب او حاكم اصفهان بود مؤاخذه « 3 » گشته ، داروغگى آنجا به يولى بيگ ، غلام نوّاب جهانبانى ، شفقت شد .

شرح قضايايى كه فيما بين يعقوب خان و بكتاش خان وقوع يافته

بكتاش خان به جهت استيلا و اقتدار [ گ 49 ب ] آقايان ذو القدر را كه نزد على قلى بيگ قورچى تركش محبوس بودند از قيد برآورده ، در صدد استمالت ايشان شد و ايشان تعهد نمودند كه روانهء سبزوار شده آن ملك را به تصرف درآوردند ، اما يعقوب خان در حينى كه از يزد به طريق فرار روانهء فارس شد ، اكثر جماعت ذو القدر را به حسن تدبيرى مستأصل ساخته آن ملك را به واجبى نسق نمود و به جهت كسر شوكت بكتاش خان كس نزد عباس سلطان عم « 4 » بكتاش خان كه در كرمان بود فرستاده ايالت آنجا را از جانب اعليحضرت شاهى به مشار اليه داد و او جمعى كثير بر سر خود جمع نموده كوس استقلال زد ؛ و بكتاش خان از استماع اين خبر بىآرام گشته روانهء كرمان شد و بعد از وقوع محاربه غالب آمده عم و عم‌زادها را سالك
هامش
( 1 ) . متن : استراد ( 2 ) . متن : هشت ( 3 ) . متن : مؤاخذ ( 4 ) . متن : تخم