تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
مأيوس گشته به روم رفته بود ، ترغيب خواندگار به تسخير ديار عجم نمود و خواندگار فيل پاشا از نخست با پنجاه هزار سوار روانه كرد شرف خان روذكى كرد از جانب نوّاب جنت مكان حاكم تفليس بود . فيل پاشا بر سر او رفته ، او را از تفليس بيرون كرده اراده داشت كه لشكر بر سر وان برد . شاه جنت مكان با افواج قاهره بر سر او ايلغار نموده فيل پاشا آواز موكب مسعود شنيده آوارهء ديار ادبار شد و رايات منصور كه جهت دفع فتنهء عبيد به خراسان رفت اولمه ديگرباره كس فرستاده خواندگار را به فتح ايران اغوا نمود . در اين مرتبه سلطان سليمان خود متوجه شده ، ابراهيم پاشا را با هفتاد هزار كس منقلاى لشكر نموده ابراهيم پاشا به اولمه پيوسته او را به اردبيل و ديگر پاشايان را به ساير ولايات فرستاده ، اكثر محال آذربايجان را به تصرف درآوردند . اين خبر در النگ سيس به شاه جنت مكان رسيده به بيست و پنج روز به كبود گنبد رى آمد . ابراهيم پاشا كس نزد خواندگار فرستاد كه پادشاه عجم به كبود گنبد رى آمده و بر سر من مىآيد و نوكر را تاب مقاومت پادشاه نيست ، خود مىبايد آيد و سلطان سليمان به او ملحق شد چون سپاه نصرت پناه به ايلغار آمده اسبان ايشان زبون بود اكثر متفرق شده در حين ورود قزوين زياده از هفت هزار كس در معسكر همايون نبود . بهرام ميرزا و القاص ميرزا را با حسين خان شاملو و بعضى امرا منقلاى نموده به تبريز فرستادند و آيات نصرت آيات متعاقب روانه شد . در ابهر خبر رسيد كه خواندگار متوجه عراق است [ گ 23 آ ] و فيما بين قزلباش و ابراهيم پاشا محاربه واقع شده ، قزلباش خود را به كوه كشيده‌اند . در اين اثنا الوند خان حاكم افشار ، حاكم كوه گيلويه با سپاه فراوان رسيد و سلطان سليمان كوچ بر كوچ به سلطانيه آمد . در اين اثنا محمد خان ذو القدر اوغلى ولد كور شاهرخ ولد علاء الدوله ذو القدر كه در خدمت اشرف تربيت يافته ، سمت فرزندى داشت با حسين سلطان ولد بورون سلطان تكلّو و جمعى ديگر روى گردان شده به سپاه روم پيوستند . بعد از وصول سپاه روم به سلطانيه در سيزدهم عقرب برف عظيم باريده اكثر آن تلف شدند و خواندگار اولمه ذو القدر اوغلى را به تبريز فرستاده از راه شهر زور روان شد كه در موصل قشلاق نمايد . در اين اثنا غازى خان تكلّو نيز حرام نمكى كرده روانهء