تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
و پريشان شده براى حفظ خودشان از دولت در اينخصوص امنيت و اطمينان طلبيدند كه ما باطمينان دولت بدين مملكت آمده‌ايم اكنون كه مردم ملت را حكم بجهاد آمده و رعيت در خيال شورش و ستيزگى با دولتند تكليف ما چيست و از طرف حفظ خودمان چگونه و بچه وسيله مطمئن باشيم اولياى دولت كه دربارهء خود و حرمسراى سلطنتى و ساير اجزاء سلطنت بغايت مضطرب و هراسان بودند از اين اطمينان خواستن خارجه نيز چند درجه بر وحشت و اضطراب ايشان افزوده لذا از يكطرف مستمسك باذيال علماء گرديدند كه اين شايعه را تكذيب كنند از يكسو مجلسى در دربار تشكيل دادند كه صورت آن مجلس از اينقرار است : اجزاء حضار مجلس از طرف ملت ( جناب آقا ميرزا حسن آشتيانى - جناب آقا سيد على اكبر تفرشى - حاج شيخ فضل اللّه نورى - جناب امام جمعه - جناب آقا سيد محمد رضا طباطبائى - جناب آقا سيد عبد اللّه بهبهانى - جناب آخوند ملا محمد تقى كاشى ) اجزاء حاضرين مجلس از طرف دولت ( نايب السلطنه كامران ميرزا - وزير اعظم امين السلطان - حاج امين السلطنه - امين الدوله - مشير الدوله - قوام الدوله - مخبر الدوله ) . از جانب ناصر الدينشاه صورت فرمان امتيازنامه عمل اين امتياز را بميان گذارده كه بر حسب امر همايونى شما كه علماء شريعت و رؤساى ملت هستيد صورت اين امتيازنامه را ملاحظه بفرمائيد و در خصوص قرارداد عمل اين امتياز هرگونه تعهد و شرطيكه دولت بموجب اين امتيازنامه بر خلاف مقاصد ملت و احكام شريعت ملتزم گرديده تغيير بدهيد شروع به خواندن امتيازنامه كردند نخستين كلمهء كه عنوان فرمان اينعمل در صدر اين نامه نوشته شده كلمه ( منوپل ) است اولياى شريعت نخست از معنى اين كلمه پرسش نمودند جواب گفته شد اين كلمه لفظيست فرنگى و برحسب وضع اين لغت در اصل معنى امتياز و انحصار است ( منوپل ) خريد و فروش تنباكو يعنى انحصار معامله تنباكو و تتن مملكت به شخص صاحب امتياز بطوريكه معامله اين اجناس مخصوص او باشد و در مملكت هيچ‌كس را حق اينمعامله جز باذن و اجازه او نباشد و صاحبان اين اجناس مجبورا بايد به او بفروشند و به ديگرى نميتوان فروخت . پس از شرح و تفسير اينكلمه اولياى ملت فرمودند كه اين نخستين التزاميست كه در اين امتيازنامه بر خلاف احكام شريعت و اصول مسلمهء ملت واقع شده است ( الناس مسلطون على اموالهم ) در شريعت اسلام مالك در مال خود صاحب اختيار است مالك را از هيچ رو بر مالش جبر و قهر نتوان نمود . بناى حك و اصلاح شد . اين كلمهء اولين بايد حك شود اولياى دولت در اينخصوص كه اصل عنوان اين عمل و تمام مطلب و مدعاى ايشان بود بكوشش افتاده كه بلكه بتوانند بمداهنه و صورت‌سازى يك نحو كلاه شرعى بر سر اين عمل گذارند و بعضى از منتسبان بشريعت كه در باطن كمال موافقت و همراهى را با خيالات ايشان داشتند نيز در مقابل علماء بناى لم و لا نسلّم را گذاشتند علماء نيز در اين مقام سخت ايستاده كه ما پيغمبران مشرّع و شريعت‌آور نيستيم تا بتوانيم حرامى را حلال كنيم وظيفهء ما علماى اسلام تنها بيان حلال و حرام شريعت اسلام است حكمى كه در اينخصوص در شريعت اسلام مقرر گشته همانست كه بيان شده از اين گونه جوابهاى سخت علماء ابواب هرگونه مداهنه بر اولياى دولت بسته شده عرصه از هرجهت بر ايشان تنگ گرديد اين بود كه امين السلطان جان مطلب را اظهار نمود كه آقايان بىپرده ميگويم اعليحضرت شاهنشاهى صريحا