در مقام نگهدارى شيخ برآمده از طرف ديگر جناب امان اللّه خان شهاب الممالك كه نايب الحكومهء كرمان و پيشكار ركن الدوله بود و از اول ورود ركن الدوله تا يكسال پيشكاريش با امان اللّه خان كه مردى كافى و وافيست بود .
بواسطه رياست امير الامراء و معزولى او از شغل خود رياست با طايفه وكيلى همراه شده هرروز تلگرافات متعدده متواليه بطهران مخابره مينمود وليعهد محمد على ميرزا هم بملاحظه مسافرت شاه بمسامحت مىگذرانيد تا اينكه دو سه تلگراف از عموم علماء كرمان رسيد كه شكايت از بيكفايتى ركن الدوله كرده بودند بعنوان جناب آقاى طباطبائى آقا ميرزا سيد محمد جنابش هم تلگرافات را بتوسط شاهزاده ظفر السلطنه فرستاد نزد وليعهد لذا تلگرافات عزل امير الامراء از رياست از طرف وليعهد مخابره شد .
( تا بامروز اهالى كرمان نميدانستند ممكن است تظلمات خود را بتوسط تلگراف عرض كنند گمانشان بود عارض از حكومت بايد رنج مسافرت را بر خود هموار كند و بمركز حاضر شود ) .
شهاب الممالك دو مسئله را ياد داد به آنها يكى آنكه ممكن است تلگراف بر ضد حاكم مخابره كنند ديگر آنكه ممكنست ظالم را از كار خلع كرد بدون اجتماع و هياهو و نوشتن يك صورت تلگراف و بطور مخفى و محرمانه آن را به امضاء علماء رسانيدن و بطهران مخابره كردن مقصود را منتج خواهد بود .
خلاصه امير الامراء از نايب الحكومگى كرمان معزول گرديد اين عزل على الظاهر غلبهء طايفهء متشرعه را مينمود عوام هم كه ديدند امير الامراء معزول شد بر جرئت آنها افزوده گرديد روزبروز قوت و قدرت آنها در ازدياد بود .
طايفهء شيخيه هم برحسب نجابت فطرى كه در آنها است بمسامحه و تحمل مشاق ميگذرانيدند تا آنكه يكنفر از طايفهء شيخيه كه با زوجهء خويش نزاع كرده بود و در ماهان كرمان زنش از ضرب كتك و يا سببى ديگر برحمت ايزدى پيوست طايفهء زنان بلوا نمودند كه اين مرد بعداوت با متشرعه زن خويش را كه از سادات متشرعه بوده است به قتل رسانيده چند روزى اين گفتگو در بين بود و مردم هياهو و شورشى
شرح
منت گذارده مجملى از حالات والد ماجدشان را روى كاغذ آورده و چون آنچه مرقوم فرموده است مطابق و موافق با معلومات نگارنده است لذا تيمّنا و تبرّ كازيب صحايف تاريخ خود نموده و بدون تصرف در انشاء آن بدرج آن پرداخته آنچه را كه خود علاوه دانيم يا ضميمه آن ساخته يا بذكر در متن تاريخ اكتفا و آن مجمل را مبيّن خواهيم داشت . در جواب نگارنده مرقوم داشته .
بسم اللّه الرحمن الرحيم
خدمت ذيشرافت نگارندهء تاريخ بيدارى ايران مصباح الظلام ملاذ الانام ناظم الاسلام دامت افضاله العالى زحمت عرض مىدهم در خصوص يادداشت مجملى از حالات و مختصرى از خدمات بندگان آقاى خدايگانى والد ماجد مدّ ظلّه العالى دستورى خواسته بوديد اينك بطريق اختصار اظهار ميداريم .
جد داعى العالم النبيل و المجتهد الجليل محمد اسمعيل بن عبد العظيم بن محمد باقر رحمهم اللّه تعالى است مولد و مسكن آن طهران ( كان رجلا عابدا و رعا عالما عاملا مجتهدا ) در عنفوان شباب از اكثر علوم كامياب بود و پس از تكميل مقدمات علميه در مقام تحصيل علوم عاليه برآمده و به قدر الطاقة و القوة البشريه در حلّ غوامض مسائل حلال و حرام و معضلات حكمت و كلام كوشيده و مدتى از تحقيقات كافيه و