تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
چرا بشكرانهء نعمت خداوندى مملكت را از ورطهء خطر و گرداب هلاكت نجات نميدهيد . مگر نشنيديد كه دولت و ثروت و قدرت و حرمت ملى از دست رفته و از يكصد و شصت كرور جمعيت مشتى چند باقى مانده و اراضى آباد ما مخروب شده و افكار آزاد ما معيوب گشته . حقوق ما را تصاحب كرده‌اند و حدود ما را تغاصب نموده كليهء بلاد فاسد و بازار تجارت كاسد است . مگر نميشنويد فرياد مظلومانرا از دست حكام ظالم ، مگر نميدانيد امسال پانصد نفر دختر ايرانى بتركمان فروخته شده ، مگر خبر نداريد كه هر ساله كرورها مردم ايران بروسيه و عثمانى و هند ميروند و رعيت خارجه ميشوند مگر اطلاع نداريد كه پول ما تنزل كرده ، مگر نديديد كه سرباز دولت از گرسنگى حمالى و هيزم شكنى ميكنند ، مگر مطلع نيستيد كه عقلاء مملكت و دانشمندان ملت و اشخاص باتربيت بيكار و معطل در گوشهء فقر خزيده و خاكسارى ورزيده‌اند و مردمان جاهل و عوام دخيل امور و متصدى مهماتند و علم را مسخره مىكنند و جهالت را اسباب شرافت و شرارت را مايه شهامت مىدانند ، مگر بعرض نرسيده كه اين مملكت كيان است و اين سلسله جليله جانشين ايشان ، مگر عرض نكرده‌اند كه سرحد مملكت ما پنجاب بود تا بوغاز قسطنطنيه مگر نخوانده‌ايد كه در زمان بهمن پنج كرور لشگر مسلح به طرف يونان از ايران حركت نمود ، مگر در جرايد فرنك ننوشته‌اند كه حكومة ايران اينك اضعف حكومت‌ها است از حيث ثروت و قواى حربيه ، مگر ملاحظه نفرموده‌ايد كه اشخاص بيكار و بيعلم از خان و ملا و مستوفى و رقاص و كسبه و اصناف بازارى بدون استحقاق حقوق ديوانى مىبرند و ساير مردم هم به اين خيال ترك كسب نموده و در پى تحصيل مواجب و مستمرىاند ، مگر نميدانيد كه دست خارجه در اغلب دواير دولتى بند شده و هرجا دست آنها بند شد دست ديگران را از بند قطع مىكنند ، آيا اينها نيستند آنهائيكه سلام خالى را حقوق ميدانند و به اين بهانه اثبات حقوق لازمه كرده و مىبلعند مملكتى را دولت انگليس را بر ممالك هند و دولت فرانسه را بر مراكش چه حقوق بود غير از سلام عليك و معاملهء غير رسمى . آيا ديديد آخر بكجا كشيد اگر گفته شود ملت با دولت همراهى ندارد جواب ميدهيم كه هيچ رعيتى در روى زمين مثل ايرانيها مطيع و شاه‌پرست و دولتخواه نيست و اگر ايراد شود اجزاء دربار با رأى من شريك نبوده و موافقت ندارند تصديق كرده عرض مينمائيم تمام كارها چه خوب و چه بد از شخص شخيص صدارت شناخته مىشود اگر فلان حاكم در اقصى بلاد ايران بىاعتدالى نمايد در حقيقت از شخص صدارت آن تعدى را ميپندارند .
شرح
جمع الجمع ( ج 2 ) علامت حاصل مصدر ( ص ) علامت صفت ( ر ) بجاى مرور نمائيد ( ك ) علامت كنايه ( م ) علامت مصدر ( ف ل ) علامت فعل لازم ( ف م ) علامت فعل متعدى ( ا ف ) علامت اسم فاعل ( ا م ) علامت اسم مفعول از اينعلامات معلوم مىشود كه نهايت سعى را در ايجاز و اختصار آن كتاب شريف ملحوظ داشته‌اند باوجود اين متجاوز از سيصد هزار بيت كتابت دارد و ما ميترسيم طبع اين كتاب هم نصيب خارجه گردد و چه اگر دانشمندان خارجه كه همواره هواخواه معارف و دوست علوم شرق ميباشند مطلع بر اين كتاب شريف گردند هرآينه مبادرت بطبع آن خواهند فرمود مؤلف محترم را هم مقصودى جز طبع و نشر اين كتاب نخواهد بود چه ميدانند كه فايدهء اينكتاب شامل عموم خواهد گرديد . مجملا ناظم الاطباء در 17 ربيع الثانى سنه 1263 در شهر كرمان كه آن را كواشير نام است
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 225 | ناظم الاسلام كرمانى