خانه و عمارت من پارلمان و مكان جلوس مبعوثين گردد كه همان پارلمان ريشهء استبداد قاجاريه را از بيخ بركند .
و اين گفتار ميرزا حسينخان هميشه در تذكار و خاطر من بود تا اينكه خانهء او را ديدم كه مجلس مبعوثين و محل اجتماع وكلاء ملت گرديد .
بعضى ديگر از موثقين نقل كنند كه كرارا از او شنيده بودند كه من اين عمارت و مدرسه را بنا ميكنم كه شايد وقتى وكلاء ملت در آن جلوس نمايند .
حاج ميرزا حسينخان مرد و لكن نام او بواسطهء اين عمارت مقدس و مدرسهء مقرنس باقى ماند .
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
خلاصه مرحوم حاج ميرزا حسينخان سپهسالار از كار خلع و بحكومت خراسان برقرار گرديد پس از يك سال حكومت و تمام شدن مقبرهء او به مرض مفاجاة درگذشت و يا آنكه به امر ناصر الدين شاه او را معدوم نمودند در اواخر زندگانى خود اصرار و عجلهء زيادى داشت در اتمام و مرمت شدن مقبرهاش همان روزيكه تعمير مقبره او در دار السيادهء ارض اقدس به آخر رسيد درگذشت .
ناصر الدين شاه در ماده تاريخ او رباعى انشاء كرده است كه حروف مصرع آخر را كه جمع كنند 1298 خواهد شد و آن اين است .
سپهسالار صد حيف از كمان رفت * چه تيرى كو نيايد از جهان رفت
پى تاريخ فوتش گفت ناصر * سپهسالار صد حيف از جهان رفت
فصل در حالات ميرزا سعيد خان وزير امور خارجه
مرحوم ميرزا سعيد خان وزير امور خارجه را بعض از معاصرين در زمرهء اشخاص بزرك شمردهاند ما هم تبعيت نموده ( صرفيين چنان كردند ما همچنين ميكنيم ) . بلكه چند سطرى هم علاوه نموده معلومات خود را ضميمهء آن ميكنيم چنين مينويسد :
مرحوم ميرزا سعيد خان وزير امور خارجه نسب بخواجه عبد اللّه انصارى معروف مىرساند در سال 1233 هجرى متولد شد بعد از فراگرفتن علوم ادبيات را بطور اكمال در سن شانزده سالگى در جزو ادارهء حكومتى تبريز مستخدم شد پس از آن در جزو كارگذارى مهام خارجهء آذربايجان درآمد پس از آن با امير نظام بطهران آمد و مشغول تحريرات و اسرار ادارهء رسائل شد در شصت و پنج نيابت وزارت خارجه را نايل در آنسال بشغل دبير مهامى از وزارت خارجه منصوب در شصت و هفت كه جوهر ذاتيش مشهود اولياى دولت شد بلقب مؤتمن الملك و وزارت امور خارجه سربلند گرديد خدمات بزرك بدولت ايران نموده و حدود سفراء را معين نمود و در مجلس فراماسنرى سر سپرد و از جملهء خدماتش بعالم تمدن يكى اين بود كه ناصر الدين شاه ميخواست آن اشخاص را صدمه بزند و بقتل