مواجبى كه حق شخصى اجزاى وزارتخانههاست بعد از اين اسم مواجب ندارد مستمرى و مقررى گفته مىشود .
عطاى اين نوع مستمرى موافق يك قاعدهء مخصوص خواهد بود .
مستمرى هرگز با مواجب مخلوط نخواهد شد .
در باب ترتيب وزارتخانهها
به جهت ترتيب هريك از اين نه وزارتخانه يك قاعدهء جداگانه وضع خواهد شد .
چون وضع اين قواعد موقوف بمشورت وزراء است بايد اول مشورت وزراء را برقرار كرد روح دربار اعظم همين مجلس مشورت وزراء است .
هروقت مجلس وزراء موافق اين اصولى كه وضع شده قرار يافت دربار اعظم نيز برقرار شده است .
اين اساس اصلى هرگاه درست منتظم بشود ساير امور دولت بالطبع بتدريج انتظام خواهد يافت .
چيزى كه حال بر ما واجب است اين است كه اين اصول موضوعه را كه هيئت اجتماع آن را دربار اعظم ميگوئيم درست و محكم نگاه بداريم و آن هم موقوف بعزم همايون شاهنشاهى است كه اطاعت و محافظت اين اصول را برعهدهء جميع وزراء مؤكدا واجب بسازد .
صدر اعظم بايد مسئول كل باشد در حضور مبارك همايونى و جميع وزراء در شعبات سپردهء بخودشان مسئولند در نزد صدر اعظم واسطهء مراودات امور دولت در خاكپاى مبارك شخص صدر اعظم است به اين معنى كه ساير وزراء مطالب و مستدعيات و راپورت كارهاى وزارتخانهء خودشانرا بايد بصدر اعظم اظهار نمايند و صدر اعظم امورات لازمه را بخاكپاى مبارك عرضه داشته تحصيل جواب نموده بهريك از وزراء كه تعلق دارد مكتوبا اخبار نمايد .
اين است قاعده هيئت وزراء كه به اصطلاح فرنگيها كابينه مينامند حالا رد يا قبول كل يا بعضى از فقرات معروضه موقوف برأى صواب نماى سركار اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه است .
الامر الاقدس الاعلى مطاع معروضهء دوازدهم شهر شعبان المعظم 1289 ( صدر اعظم )
آقا شيخ عطاء اللّه پسر جناب بحر العلوم كرمانى نقل كرد كه روزى وارد شدم بر ظل السلطان در حالتى كه شيخ الممالك قمى و مجد الاسلام كرمانى در نزد او بودند مذاكره از مرحوم سپهسالار بميان آمد ظل السلطان گفت من با ميرزا حسينخان سپهسالار خوب نبودم و در تاريخ مسعودى او را ببدى ياد نمودهام لكن پيشبينى و مآلانديشى سپهسالار باعث شد كه من او را بعد از اين به نيكى و زيركى معرفى كنم چه پس از معزولى او روزى كه عازم بر مسافرت بخراسان بود بديدن او رفتم مشغول به نماز بود من با عمهء خود صحبت ميداشتم و آنها را از جهت بىلطفى شاه بابايم تسليت ميدادم كه ميرزا حسينخان از نماز فارغ شد و رو كرد بعمهء من و گفت برادر تو خانه و عمارت مرا از دستم گرفت و من اميدوارم كه روزى آيد و همين