اخراجات خود تصرّف كن و جامهها براى كسوت خود بساز و عهد كن كه بعد ازين در عهد و عمل « 1 » هارون الرّشيد دست نزنى . اگر ترا مصلحتى « 2 » خواهد بود شقّى از اقطاعات خود به تو خواهم داد . من از شادى به پوست نگنجيدم و از سر نو جانى « 3 » تازه يافتم و به دولت او « 4 » به عيش و كامرانى رسيدم . نمىدانستم كه در دعا و ثناى آل برمك از زبان من چه بيرون مىآيد . به خدا سوگند مىخورم كه در زمين عراق و ممالك تمام « 5 » روى زمين همچو ايشان كريمان نبودهاند و نخواهند بود . چرا كه از ابتداى آبادانى بغداد تا وقت برافتادن ايشان ، هيچكس در بغداد نبود كه رهين عطا و بخشش آل برمك نباشد .
و اللّه اعلم بالصّواب « 6 » .
حكايت
خالد عبد الله مالك با يحيى برمكى و بيان بعضى خصوصيات از مروّت آل برمك « 7 »
راويان معتمد و مخبران صادق « 8 » نوشتهاند كه ابو على قاسم بن محمد ، كه « 9 » صاحب تصانيف « 10 » بسيار است ، مىنويسد كه عبد الله مالك « 11 » در پيش هارون الرّشيد اعتبارى تمام داشت و از اكابر ملك و دولت خليفه بود . او را با يحيى برمكى به جهت شركت جاه مخالفتى افتاد . دايما ميان ايشان مكاوحت بودى و اين معنى خليفه و اركان دولت را روشن شده بود . كار مكاوحت ميان ايشان به جايى رسيد كه اگر در مجلسى حاضر شدندى با يكديگر سخت گفتندى ؛ و با اين حال عبد الله مالك پيوسته شغلهاى معظم كردى و از خليفه اقطاعات بزرگ يافتى . و چون خردمند و زيرك « 12 » بود و رأى و تدبير تمام داشت خود را به كمينگاه عداوت برمكيان نيكو صيانت كردى ، تا وقتى كه كار
هامش
( 1 ) . اساس : - عمل .
( 2 ) . اساس : مصلحت .
( 3 ) . ك : جوانى .
( 4 ) . ك : دو باز .
( 5 ) . اساس : در زمين عراق ملك تمامت .
( 6 ) . ك : - و اللّه . . . بالصواب .
( 7 ) . جاى اين عنوان در اساس خالى است .
( 8 ) . ك : - و . . . صادق .
( 9 ) . ك : + از مخبران صادق و .
( 10 ) . اساس ، ك : + كتاب .
( 11 ) . در متن : خالد بن عبد الله مالك . تصحيح قياسى است .
( 12 ) . ك : بزرگ .