بىجرم و جنايتى برنيندازد . و از وقت « 1 » آدم عليه السّلام « 2 » تا الى يومنا هذا « 3 » هيچ بنده و « 4 » چاكرى در محارم خداوندگاران « 5 » و ولىنعمتان و صاحبان وصلت نكردند . اگر انديشه ننموده « 6 » و كرده « 7 » از خان و مان و بيخ و بنياد برافتاده است « 8 » و تا قيامت بدنام و بدبخت شده . چه گناه كردهام كه خليفه در خون من چنين سعى مىكند ؟ آثار چندين خدمت و بندگى اين باشد كه ما همهء برمكيان خاك و خاكستر شويم ؟ و نيز « 9 » من از فرزندان گبران عجم گداى « 10 » باشم . با عمزادگان مصطفى كه جان جهانيان فداى سم اسب ايشان باشد چه نسبت و چه شايستهء اين سخن باشم ؟ اگر پدر و مادر و برادران « 11 » من اين حديث بشنوند از تغيّر مزاج خليفه درساعت هلاك شوند و همهء دشمنان از استماع اين حكايت شاد شوند و اين كار را « 12 » آخرين دولت ما دانند . خليفه از تواريخ عجم تفتيش فرمايند كه هفتصد « 13 » سال كه ملك در خاندان اكاسره بود ، هيچ پادشاهى خواهر و دختر « 14 » خود به بندهاى و چاكرى و غلامى داده است ؟ و در چنين قرابتها چند نوع احتياط كردهاند و بىتأمل و فكر و انديشه درين كار اقدام ننهادهاند . و اگر چاكرى و بندهاى « 15 » از سر خذلان دست در محارم ولىنعمت خود دراز كرده و خذلان زده است ، او را گنده نمك گفتهاند و گندهنمك دانستهاند و با خيل و تبار آواره و ابتر شدهاند . و از روى شريعت عمزادهء شما كى « 16 » روا باشد كه برمكى بيچاره با كريمهء بنى هاشم وصلت كند ؟ گريه و زارى بسيار كرد و چند روز طعام نخورد و شراب امساك نمود و ليكن با قضاى آسمانى و گردش فلكى سودى نداشت . بزرگى خلافت و كمال جاه و سطوت سلطنت ، و هيبت و حدّت هارون الرّشيد از آن بالاتر بود كه به عذر و عجز جعفر ، از آنچه در خاطر گذشته است
هامش
( 1 ) . ك : آنگاه .
( 2 ) . ك ، ل : - عليه السّلام .
( 3 ) . اساس ، ك : الى يوم . از ل نقل شد .
( 4 ) . ك : - و .
( 5 ) . ك : خداوندان .
( 6 ) . اساس : نمودهاند . ك : نموده . تصحيح قياسى است .
( 7 ) . اساس : و مگو كرده كه .
( 8 ) . اساس : باشم .
( 9 ) . ك : - نيز .
( 10 ) . ك : گبرى عجمى گداى .
( 11 ) . اساس : - برادران .
( 12 ) . اساس ، ك : - را .
( 13 ) . اساس : هفت هزار .
( 14 ) . ك : + و قرابت .
( 15 ) . اساس : بندگى .
( 16 ) . اساس : - « عمزاده شماكى » .