و از هر بابت طرايف و جامهها و اسپان و زرّينه و جواهر و سيصد هزار دينار نقد طبيب را داد ، و دو صد هزار درم جامهها و اسپان تازى مطوقّ فضل يحيى داد ، و صد هزار درم « 1 » جعفر يحيى با تحف و هداياى ديگر « 2 » ايثار طبيب كردند ، چنان كه طبيب غنىترين اهل فارس شد و شاكر بازگشت و تا او بزيست « 3 » محتاج كس نشد ، و بعد از مردن چندان املاك باز گذاشت « 4 » كه فرزندان او را بس كرد و نام نيك برامكه تا قيامت باقى ماند « 5 » .
ذكر بعضى از بخشش و سخاوت يحيى بن خالد برمكى و بعضى از مكارم اخلاق او
ابو القاسم طايفى كه مؤلف « 6 » كتاب عربى است روايت مىكند كه من از پدر خود كه از معارف بغداد بود « 7 » شنيدهام كه هزار هزار « 8 » درم در خانهء يحيى برمكى درآوردند . يحيى در آن ساعت سوار مىشد ، به دار الخلافه پيش هارون الرّشيد مىرفت . فرمان داد تا آن سيم را در صحن خانه انبار كردند ؛ و هنوز به خازنان تسليم نشده بود كه او پيش درآمد تا سوار شود . ديد كه طايفهء خواهندگان از شعرا و فضلا و محتاجان و درماندگان از اطراف آمدهاند و منتظر سوارى يحيى پيش درايستادهاند . چون يحيى آنها را بديد « 9 » ، قصّهء حاجات خود رفع نمودند « 10 » . يحيى يك پا در ركاب كرد و پاى دوم در ركاب ننهاده بود كه فرمود تا آن جمله سيم كه در صحن خانه توده كرده بودند بدان سائلان بدهند .
و اگر عقلاى عالم درين يك كرم و سخاوت برمكى انديشه فرمايند بدانند كه سخى مانند او از امرا « 11 » و سلاطين و ملوك كس نشان ندهد و مادر دهر همچو او كريم نزاده باشد .
هامش
( 1 ) . اساس : - « جامهها . . . درم » .
( 2 ) . اساس : - « با . . . ديگر » .
( 3 ) . اساس : - بزيست .
( 4 ) . ك : - بازگذاشت .
( 5 ) . اساس : و نام نيك او برآمد .
( 6 ) . اساس : تأليف . ك : مؤلف اين .
( 7 ) . اساس : - « كه . . . بود » .
( 8 ) . ك : يك هزار .
( 9 ) . اساس : چون يحيى زر را ديد برآمد .
( 10 ) . ك : - « قصّه . . . نمودند » .
( 11 ) . اساس : - امرا .