همه چيز داده شده است چون اين كلمه بر « ملك » عطف شده است ولى حضرت سليمان عليه السّلام خواست بگويد : از همه وسائل دينى و دنيوى به ما عطا شده است و لذا آن را بر معجزه كه منطق الطير باشد عطف نمود .
وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
« 1 » سؤال 730 : چگونه هدهد تخت بلقيس را عظيم ناميد و عرش خدا را نيز عظيم توصيف كرد و گفت :
هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
« 2 » چگونه اين دو را با هم مساوى دانست ؟
جواب : بين دو وصف مذكور فرق فراوان است زيرا تخت را نسبت به تختهاى پادشاهان ديگر بزرگ ناميد ولى عرش خدا را نسبت به تمام هستى بزرگ توصيف كرد .
ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ
« 3 » سؤال 731 : اگر هدهد بر مىگشت كه نمىتوانست عكس العمل بلقيس و اطرافيان او را مشاهده كند پس چگونه سليمان به او چنين دستورى داد ؟
جواب : معنى آن است كه برگرد و خود را مخفى كن بگونهاى كه تو را نبينند و آنگاه عكس العمل آنها را ملاحظه كن .
جواب دوّم : در آن تقديم و تأخيرى صورت گرفته و در اصل چنين بوده است : « فانظر ما ذا يرجعون ثم تول عنهم » « 4 »
إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
« 5 »
هامش
( 1 ) . سورهء نمل ، آيهء 23 : و براى او تختى بزرگ است .
( 2 ) . سورهء نمل ، آيهء 26 : او پروردگار عرش عظيم است .
( 3 ) . سورهء نمل ، آيهء 28 : سپس از آنها روگردان و ببين كه چه جواب مىدهند .
( 4 ) . پس بنگر كه چه پاسخ مىدهند ، آنگاه از آنان روى گردان .
( 5 ) . سورهء نمل ، آيهء 30 : همانا نامه از سليمان است و دين است « بنام خداوند بخشنده مهربان » .