يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ
« 1 » سؤال 209 : چگونه احل لكم الطيّبات مىتواند پاسخ سؤال آنها باشد در حالى كه طيّبات نامعلوم و به جهت اختلاف طبايع و سرزمينها مورد اختلاف مىباشد ؟
جواب : مراد از طيّبات در اينجا ذبايح است و عرب ذبيحه را طيّب و ميته را خبيث مىنامد پس مراد از طيّبات روشن شد ولى عامّى است كه مثل بسيارى از عمومات ديگر تخصيص خورده است . ( يعنى اين ذبيحه بايد به شرائط خاصى ذبح شده باشد تا حلال باشد )
وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ
« 2 » سؤال 210 :
وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ
ظاهرا دلالت بر مباح بودن سگهاى شكارى تعليم يافته مىكند درحالىكه چنين نيست .
جواب : در آن اضمارى است تقدير آن اين است : مصيد ما علّمتم من
هامش
همان روز غدير و ولايت باشد . روايات فراوانى از شيعه و سنى در مورد شأن نزول آيه يعنى روز غدير خم وارد شده است . مثلا طبرى در كتاب « ولايت » و حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتاب « ما نزل من القرآن فى على عليه السّلام » و خطيب بغدادى در تاريخ خود و خوارزمى در مقتل و ابن كثير در جلد دوّم تفسير خود به صراحت گفتهاند كه اين آيه در روز غدير و واقعه ولايت مولاى متقيان على عليه السّلام نازل گرديده است .
پس با اين حقيقت روشن مىشود كه چرا خداوند راضى نبوده است كه قبل از آن روز ( غدير خم ) اسلام دين مردم باشد ، زيرا دين بدون ولايت دين كاملى نيست و خداوند خواسته است كه اسلام بطور كامل باشد . و اگر چنين حادثهاى در تاريخ اسلام رخ نمىداد تبليغ رسالت صورت نگرفته بود ( فان لم تفعل فما بلغت رسالته )
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 4 : از تو مىپرسند كه چه چيز براى آنان حلال شده است بگو بر شما حلال شده است آنچه پاك است .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 4 : و آنچه شما ياد دادهايد به حيوانات شكارى ( حلال است )