جنگ پل
تهديد حدود ايران از طرف مسلمين باعث شد كه دربار ايران رستم فرخزاد حاكم خراسان را خواسته اختيارات تامه به او براى جنگ با اعراب داد و او لشگرى آراست و در تحت سركردگى بهمن دراز ابرو ( بعضى بهمن جادو نوشتهاند ) بحدود فرستاد وقتى كه اين لشگر به نزديكى بابل رسيد بامر ابو عبيد مسعود ثقفى كه سركرده لشگر اسلامى بود مسلمين پلى از قايقها ساخته براى جنگ با ايرانيها از فرات گذشتند فيلهاى جنگى كه در قشون ايران بودند باعث وحشت اسبهاى مسلمين گرديدند بطوريكه آنها اطاعت سواران خود را نكردند با اين حال اعراب مجبور شدند پياده جنگ كنند و ابو عبيد حمله به فيل سفيدى برده او را زخمى كرد و فيل او را در زير پاى خود گرفت پس از آن بهرهمندى با ايرانيها شد و سركردگان لشگر عرب كشته شدند در اين حال عربى فرياد زد : بايد تماما كشته شويم يا فتح كنيم و اتصال قايقى را با قايقهاى ديگر قطع كرد چون اين اقدام بىرويه و خطرناك بود مثنى خود را بصفوف ايرانيها زد و قسمتى از اعراب به تعمير پل و حفظ آن شتافتند تا مسلمين با عجله عقبنشينى نمايند در اين جنگ تلفات مسلمين چهار هزار نفر بود زيرا بعد از جنگ سههزار نفر از سان گذشتند و دو هزار نفر بمدينه مراجعت نمودند اين يگانه جنگى بود كه به فتح ايرانيها تمام شد و موسوم به جنگ پل است بمناسبت پلى كه در روى فرات از قايقها ساخته بودند بهمن در بادى امر ميخواست لشگر عرب را تعقيب كند و ليكن در اين احوال خبر رسيد كه در تيسفون اغتشاشى شده اين بود كه با عجله بدانجا شتافت چندى بعد مثنّى قشونى از عربستان آورده در محلى كه نزديكى كوفه بود با