است « 1 » موافق روايات ايرانى شخصى كه بانوشيروان در اصلاحات مملكتى كمكهاى گرانبهائى كرده بوذرجمهر ( بزرگمهر ) است اين شخص چنان كه نوشتهاند در ابتداء معلم هرمز پسر انوشيروان بود و چون شاه دانائى و لياقت او را مشاهده كرد او را بوزارت انتخاب نمود در باب عقل و كفايت اين وزير حكايتهاى زيادى گفته و نوشتهاند كه معروف و ذكر آنها در اينجا خارج از موضوع است گويند بوذرجمهر در زمان خسرو پرويز بامر او به قتل رسيد . « 2 »
هامش
( 1 ) - دارمس تتر ميگويد : انوشيروان در ميان اشخاص ايرانى يكى از گيرندهترين قيافهها است اين يك نوع فرى در يك كبير ايران است : سياسى زبردست - جاهطلب - بىپروا - باسواد - فيلسوف - نوعپرور - كنج كاو - با فكر باز - حساس - با نزاكت - خودخواه - دورو - آزادىطلب با دل دردناك بغارت انطاكيه نظاره مىكند و حال آنكه خودش حكم غارت را داده حكمهائى را كه مسيحىها تعقيب ميكنند او بدربار خود مىطلبد اورانيوس - ولتر اوپريس سينمپرتوئيس او و ندماى او هستند امر مىكند مصنفات ارسطو را كه در اين زمان در نزد يونانيها خيلى رايج است براى او ترجمه كنند و در همان حال كتكهاى وافرى بيونانيها مىزند ( مقصود شكستهاى يونانىها است ) هزاران مزدكى را ميكشد و به ژوستىنين آزادى وجدان را تحميل مىكند شايد انوشيروان از حيث دهى ( ژنى ) پائينتر از فرىدريك باشد و ليكن بالاخره انوشيروان آثارى از خود گذارده كه در تاريخ تمدن نافع و دوامش بيشتر است : ايران فردوسى را و مالافونتن را از او داريم .
( 2 ) - موافق منابع شرقى بزرگمهر وزير انوشيروان است و ليكن متتبعين غربى ( اروپائى ) نتوانستهاند در اين باب اظهار عقيده قطعى نمايند اين است كه بعضى او را شخص تاريخى نميدانند يعنى براى آنها معلوم نيست كه چنين شخصى فى الواقع وجود خارجى داشته يا داستان سرايان ايرانى در مخيله خودشان وزير انوشيروان را چنين شخصى فرض كردهاند .