روم بايران سرايت ميكرد گفته شود در اين باب آنچه از وقايع برميآيد اين است كه انوشيروان برضد اين مذهب نبوده و ليكن چون عيسويها را آلت دست روميها ميدانسته نسبت به آنها ظنين و مرقب بوده اما با آنهائيكه از روم رانده شده بودند مساعدت ميكرد به همين جهت هفت نفر از حكماى اسكندريه را به دربار خود پذيرفته به آنها مهربانى كرد و نيز نسطوريها كه از نقطهء نظر عيسويها در آن زمان فرقه ضاله محسوب و تعقيب ميشدند و در ازمنه سابقه به ايران پناه آورده بودند طرف توجه انوشيروان واقع شدند بطوريكه كليسياهاى آنها را در تاريخ مذهب عيسوى كليساى ايرانى ناميدهاند نسطوريها از اين وضع استفاده كرده در انتشار مذهب عيسوى جد و جهد حيرتانگيزى بروز دادند چنان كه در زمان انوشيروان در هرات و مرو و سمرقند كليسياهاى آنها دايره بود و در ازمنه بعد مبلّغين آنها تا چين و هند رفتند در اوايل سلطنت انوشيروان پسر او انوشهزاد بر پدر ياغى شد ولى به زودى گرفتار گرديد و چشمان او را در جندشاپور ميل كشيدند مينويسند كه انوشهزاد مسيحى بود و مسيحيان از او حمايت داشتند و بدينمناسبت اشخاص زيادى از مسيحيان در اينواقعه گرفتار و سياست شدند .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2796
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٢٧٩٦