باشخاصى محول كند نتوانند عهده نمايند .
جنگهاى شاپور با روم بعد از چندى باز شروع شد توضيح آنكه ژووين مدت قليلى امپراطور بود بعد از فوت او والنسين « 1 » امپراطورى روم را به دو قسمت تقسيم كرده قسمت غربى را به خود اختصاص و قسمت شرقى را به والنس « 2 » برادر خود داد چون عهدنامه مذكور را ژووين بسته و بعلاوه براى روم موهن بود والن سين ظاهرا مفاد آن را رعايت ميكرد ولى در معنى ميخواست آن را لغو كند از طرف ديگر شاپور عجله داشت كه عهدنامه اجرا شود اين بود كه فورا ارشك پادشاه ارمنستان را احضار و در غل و زنجير نقره كرد ( بعضى نوشتهاند كه او را كوركرد ) و با قشونى داخل ارمنستان شده آن را اشغال نمود بعد بمملكت ايبرى پرداخته پادشاه آن را كه دستنشانده روم بود از آنجا براند و اسپاكور « 3 » نامى را بر تخت آن مملكت نشانده بايران مراجعت كرد . در اثر اين وقايع پارا پسر ارشك فرار كرده و نزد امپراطور روم رفته حمايت او را خواستار شد . باز در سر ارمنستان و ايبرى منازعه و خصومت ما بين روم و ايران درگرفت و چند سال شاپور و والنسين باهم بدون نتيجه قطعى جنگيدند تا آنكه در 376 بالاخره طرفين خستهشده راجع بارمنستان و ايبرى قرار گذاشتند كه هيچكدام در امور اين دو مملكت دخالت ننموده هر دو را بخودشان واگذارند در معنى اين قرارداد براى روم مفيدتر بود زيرا بواسطهء نشر مذهب عيسوى در ارمنستان و تعصب مغها اهالى آن مملكت بروم متمايل بودند از وقايع مهمه سلطنت شاپور ضديت او با عيسويها است جهة آن در فوق اجمالا ذكر شده و در جاى خود باز مفصلا گفته خواهد شد . شاپور در 379 بعد از سلطنت متمادى كه هفتاد سال طول آن بود
هامش
( 1 ) -Valentien( 2 ) -Valens .( 3 ) -Spacures .