تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2758

مساهمون:

ص٢٧٥٨
واقع بود به تصرف ايران داد و بجاى دجله قسمت اعظم جريان فرات سرحد گرديد و پايتخت ايران و ممالك مهمه آن مثل آذربايجان و خوزستان و كردستان و غيره از تحت تهديد دائمى روميها خارج شدند وقتى كه تمام اين مطالب را در نظر گيريم به اين نتيجه ميرسيم كه لقب كبيرى كه به او داده شده است بجا است و اگر خسرو اول انوشيروان از سلسله ساسانى نبود ميتوانستيم شاپور دوم را بزرگترين شاه اين سلسله بدانيم از كارهاى او كه در ايام صلح شده بناى شاپور است در دفعه دوم از اين شاه بزرگ در طاق بستان حجارى ديوارى ( بارليف ) و كتيبهء مانده چنان كه در جاى خود بيايد از كيفيات جنگهاى شاپور در حدود شرقى يا شمال شرقى ايران اطلاعى نداريم از اينكه اين جنگها هفت سال طول كشيده معلوم است كه جنگهاى سخت با هونها و مردمان صحراگرد ديگر روى داده بعضى از متتبعين تصور ميكنند كه بواسطهء فشار مردمان صحراگرد و قوى مذكور مستملكات ايران در هند مقارن اين زمان از تصرف ايران موقتا خارج شده و ليكن اطلاعات صحيحى راجع به اين مطلب عجالتا در دست نيست اگر صحيح باشد اين نتيجه حاصل مىشود كه شاپور جلو سيل هونها را به طرف ايران گرفت و آنها متوجه هند شدند .

يازدهم - اردشير دوم ( ارت‌خشتر )

كه برادر شاپور كبير و سالخورده بود بعد از او بتخت نشست ولى سلطنت او بيش از چهار سال طول نكشيد ( از 379 تا 382 ميلادى ) اردشى شاهى بود بسيار سست ولى نيك فطرت از وقايع سلطنت او اين است كه تمام عوارض را موقوف كرد و از اينجهت موسوم به اردشير خيّر كرديد در سال چهارم او را خلع كردند روى سكه‌هاى اين پادشاه عبارت كرپ كرتار « 1 » ديده مىشود كه بمعنى نيكوكردار است .
هامش
( 1 ) - كرپ همان كلمه‌ايست كه حالا كرفه شده و بمعنى كار نيكو است .