تمام ميشد اين بود كه نرسى پس از انعقاد اين عهدنامه نتوانست ديگر سلطنت كند و استعفاء كرده پس از چندى از غصه مرد ( 301 ق . م )
هشتم - هرمز دوم ( ائوهرمزد )
بعد از پدر به تخت نشست اين شاه چون عدالتخواه بود به بسط دادگسترى كوشيد و بر آبادى ايران خيلى افزود ولى مدت سلطنت او كوتاه بود زيرا در 310 ميلادى در جنگ با اعراب كشته شد توضيح آنكه اعراب بحرين را گرفته « 1 » از آنجا بحدود ايران تجاوز ميكردند از شاهان ساسانى اين يگانه شاهى است كه سكههاى او صورت شاه و ملكه را كه از حيث وجاهت معروفه بوده داراست .
نهم - آذر نرسى ( آذرنرسه )
بعد از پدر به تخت نشست و چون خيلى بيرحم و سفاك بود او را كشتند ( 310 ميلادى ) پس از آن از زن عقدى در خانوادهء سلطنتى كسى نبود كه بر تخت نشيند زيرا هرمز برادر شاه مقتول كه چند سال محبوس بود بعد فرار كرده به بيزانس رفته بود و چون عادات و اخلاق يونانى داشت بزرگان ايران نخواستند او را به شاهى انتخاب كنند بنابراين طفلى را كه منتظر بودند زن هرمز دوم بزايد همين كه مؤبد اعلام كرد كه پسر خواهد بود شاه دانسته تاج را در خوابگاه ملكه آويختند و بدين ترتيب جنين صاحب تاج و تخت گرديد بعضى نوشتهاند كه شاپور پسر آذرنرسى و از همخوابه او تولد شده بود و ليكن اين روايت صحيح نيست زيرا علمائى كه در تاريخ ساسانيان تتبع كردهاند شاپور را پسر هرمز دوم مىدانند .
هامش
( 1 ) - بحرين ولايتى بوده در مشرق شبه جزيره عربستان به جزيره بحرين اين اسم را در قرون اخيره دادهاند .