نصيحت مؤبدى تغيير رفتار داد از كارهاى او مطيعكردن سكها بود كه چنان كه ديديم در نيمه قرن دوم قبل از ميلاد در سيستان و افغانستان برقرار شدند بهرام پس از آن ممالك ديگرى را نيز در طرف شرق ايران مطيع كرد و ميخواست ادامه بجهانگيرى خود دهد و ليكن جنگ با روم مانع شد توضيح آنكه امپراطور روم كاروس « 1 » خواست نقشه ارلين را اجراء كند و جنگى با سارماتها « 2 » كه در شمال قفقازيه و جنوب روسيه كنونى سكنى داشتند شروع كرده بحدود ايران رسيد بهرام كه قواى خود را به طرف مشرق متوجه نموده و از سرحدات جنوبى ايران دور بود سفيرى نزد كاروس فرستاد كه مذاكراتى راجع بادامه صلح نمايد كاروس جواب داد « تا شاه ايران مطيع نشود از جنگ منصرف نخواهمشد و ايران را چنان عارى از درخت خواهم كرد كه سر من عارى از مو است » بعد از آن شروع بجنگ كرد و بين النهرين و حتى تيسفون را گرفت و ليكن در اين احوال رعد و برقى حادث شد كه بعد از آن امپراطور را مرده يافتند و درست معلوم نيست برق او را زد يا مرگ او جهت ديگرى داشته در هرحال قشون رومى اين واقعه را علامت خشم خدا دانسته و شوريده عقبنشينى را خواست و بالنتيجه بهرام دوم هم مثل بهرام اول بطور غير مترقب از جنگ با روم راحت شد فوت او در 282 ميلادى بود .
هامش
( 1 ) -Carus .( 2 ) - سارماتها را بعضى يكى از اقوام آريانىنژاد دانستهاند در هرحال در هند و اروپائى بودن آنها ترديدى نيست .