اين سه صفت در مزدهپرست باشد و الا نتيجهء ندارد از خصايص اخلاق ايرانيهاى قديم كه باعث حيرت مردمان قرون بعد گرديد يكى اين است كه ارزش اعمال به نيت نيست « 1 » در صورتى كه امروزه براى ما مسلم است كه الاعمال بالنيّاب و ليكن اين عقيدهء ايرانيهاى قديم نتيجه منطقى معتقدات مذهبى آنان بود زيرا كار بد در نظر آنها كمك كردن به اهريمن است و وقتى كه واقع شد چه سهوى و چه عمدى قوت اهريمن را زياد كرده فاعل آن را تنزل ميدهد بنابراين فاعل كار بد براى جبران آن در هرحال مكلف بود كه كفاره بدهد يعنى در مقابل كار بد كار خوبى كند تا كمكى هم بهرمز كرده باشد حتى در بعضى موارد نادر هيچ كفارهاى قادر نبود كار بد را جبران كند هر ايرانى قديم در زندگانى خود مانند تاجرى دفتر محاسبهاى باز ميكرد كه در يك طرف آن دارائى يعنى كارهاى خوب او و در طرف ديگر قروض يعنى كارهاى بد او نوشته مىشد بعد از مرگ و محاكمه اگر كارهاى خوب برترى داشت رستگار و الا از دوستان اهريمن بود در صورت وزنهاى مساوى به برزخ ميرفت چيز ديگرى كه باعث حيرت مسلمين شد وقتى كه آنها به ايران آمدند منع روزه داشتن بود ابوريحان بيرونى نوشته كه كفارهء روزه بودن براى پارسى زرتشتى اين است كه چند نفر گرسنه را سير كند اين عقيده باز از معتقدات مذهبى آنان ناشى شده بود زيرا بعقيدهء آنان روزه از قوت انسان مىكاست و او كمتر مىتوانست بهرمز و به آفرينش خوب كمك كند نتيجهء ديگر معتقدات آريانهاى ايرانى نظر بدى بود كه نسبت به راهبين و تاركين دنيا داشتند چه اين نوع اشخاص به نظر آنها در حكم كسانى بودند كه از ميدان جنگ خود را كنار گرفته باشند .
هامش
( 1 ) -Victor Henry . Le Parsisme . Paris . 1905نويسنده مذكور استاد زبان سانسكريتى و مقايسه نحو و صرف زبانهاى هند و اروپائى در دارالعلوم پاريس است .