تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2910

مساهمون:

ص٢٩١٠
نداشته زيرا در اين عهد مذهب آريانهاى ايرانى بدرجهء بالاتر رسيده و شكل ثابتى يافته بود عقايد مذكور مىتوانسته فقط فرقه‌هاى مذهبى در ايران توليد كند چنان كه كرد نه آنكه تأثير قهقرائى در مذهب آريانهاى ايرانى داشته باشد پس از اين مسئله مسئلهء ديگرى پيش مىآيد كه بمراتب غامض‌تر است : شباهت مذهب زرتشتى و موسوى از حيث اعتقاد بجاويدان بودن روح و به رستاخيز از كجا است ؟ در اين‌جا محققين بيك نتيجهء قعطى نرسيده‌اند و عقايدى دارند كه اگر وارد اين مبحث شويم از موضوع اصلى كه تاريخ است دور خواهيم افتاد چه مقصود ما تحقيق در مذاهب مختلفه نيست و اگر از مذاهب ايرانيهاى قديم ذكرى شد از اين نظر است كه نمىتوان از تمدن ملتى صحبت كرد و چنين عامل مهمى را بسكوت گذراند . خاتمه در خاتمه اين مبحث بىمناسبت نيست كه كلمهء چند راجع به جهت پديد آمدن آنهمه مذاهب در ايران و نفوذ يافتن مذاهب خارجه به اين مملكت گفته شود جهات اين اوضاع بطورى كه به نظر مىرسد از اين قرار است : اولا موقع جغرافيائى ايران در سر چهار راه عالم قديم و اصطكاك مذاهب شرقى و غربى در ايران بخصوص كه بابل با اهالى آن‌كه از پيروان مذاهب مختلفه بودند جزو ممالك ايران و در نزديكى پايتخت بود . ثانيا مذهب زرتشت كه باتفاق آراى متتبعين نسبت به مذاهب ملل قديمه يعنى مذهب بابلىها و آسوريها و فنيقيها و مصرىها و يونانيها و رومىها برترى داشت در قرون بعد بواسطهء مغها مبدل به يك سلسله معتقداتى شد كه اسباب نارضامندى بعضى از طبقات مردم خصوصا شهرنشينها و اهل حرف و صنايع را فراهم مىكرد مثلا چون آتش را مقدس ميدانستند سرخ كردن آهن در آتش و تافتن مس و امثال اين نوع كارها نكوهيده بود و نيز بواسطهء مقدس بودن آب مسافرت دريائى پسنديده نبود اين جمود مغها و فشارى كه از تعصب فوق العادهء آنها در ممالك تابعهء ايران مثل ارمنستان و ايبرى
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2910 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )