ميشدند انشاء نامه كه با سفير فرستاده ميشد از صلاحيت ايران دبيربذ يا دبيران ممتاز دولتى بود زيرا علاوه بر عبارتپردازى و رعايت اسلوب انشاء كه آسان نبود نامه بايستى بمقتضاى موقع طورى نوشته شود كه مقصود را حاصل نمايد يعنى خشن يا ملايم - صلحآميز يا تهديدكننده بوده نظر بموارد نكات ادبى و اشارات و كنايات و تشبيهات و تمثيلات را دارا باشد سفراى ايران در خارجه علاوه بر مأموريتهائى كه داشتند بايستى طورى رفتار نمايند كه حيثيت شاهنشاه را كاملا حفظ كرده باشند و الا بعد از مراجعت بايران مورد سياست سخت واقع ميشدند چنين به نظر ميآيد كه سفراى ايران از سفر دريا احتراز داشته و در اين مسئله ملاحظات مذهبى را مانع قرار ميدادهاند چنان كه در دوره اشكانيان تيرداد در مسافرت خود بروم راه خشگى را اختيار كرد و نه ماه ذهاب و اياب طول كشيد طرز پذيرائى سفراى خارجه در ايران مؤدبانه بود فقط خسرو پرويز زمانيكه بواسطه فتوحات سرداران نامى خود مغرور شده بود سفراى روم را بد پذيرائى كرد چنان كه سفير هرقل را كه درخواست صلح كرده بود خيلى بد پذيرفت و در جواب سفير گفت كه چرا هرقل را در غل و زنجير در جلو تخت او حاضر نكرده اطلاعات زيادى دال بر اين است كه در دربار ايران سفراى روم را حتى در مواردى كه ايران نسبت بروميها فاتح بود خوب مىپذيرفتند مثلا وقتى كه بهرامگور مشاهده كرد كه آناتل « 1 » سپهسالار قشون روم بسفارت به طرف اردوى ايران روانه است كه پيشنهاد صلح كند و براى اينكه فروتنى خود را نشان داده باشد پياده مىآيد . بهرام از اسب به زير آمده سفير را پياده پذيرفت و به او مهربانى كرد عنوان شاهان ساسانى از زمان شاپور اول تا شاپور دوم شاهنشاه ايران و غير ايران بود و مقصود از غير ايران ممالك ايران در خارج فلات ايران بوده مثل بين النهرين و
هامش
( 1 ) -Anatole .