بيرحمانه بوده و ليكن به پيشرفت صنايع و حرف ايران كمك ميكرد توضيح آنكه در بعضى مواقع شاهان اسراء يا مردمان ولايتى را كوچانيده بجاى ديگر ميبردند مثل اينكه شاپور اول روميها را كه با والرين امپراطور روم اسير شده بودند بجندشاپور برده در آنجا نشاند و مهندسين رومى را به سدسازى واداشت و شاپور دوم بعد از فتح آمد ( دياربكر ) مردمان آنجا را بشوش و شهرهاى ديگر برده بزر بافى و بافتن پارچههاى ابريشمى برگماشت و اين حرفه در ايران ترقى كرد اين نوع كارها را شاهان اشكانى نيز گاهى ميكردند چنان كه ارد اول روميها را بعد از فتح حران و شكست كراسوس بمرو برده در آنجا متوطن نمود و شايد ترقى صنعت در مرو از اين راه بود چون در دوره ساسانيان روابطى ما بين دربار ايران و چين بود و سفراى طرفين به ممالك يكديگر ميرفتند از منابع چينى اطلاعاتى راجع بامتعه و محصولات ايران آن زمان بدست آمده كه از قرار ذيل است : طلا - نقره - برنج - فيروزه - مرواريد - مرجان - الماس - شيشههاى شفاف و تار - بلور - پولاد - مس - حلبى - جيوه - قالى - قاليچه - انواع منسوجات پنبه و ابريشمى - چرم گوزن - زردچوبه - كندر - فلفل - فلفلدراز - شكر - خرماى ايرانى - مازو - نمك - مواد خوشبو - عنبر - ميوههاى زيرزمينى - چوب سبز - هليله - گندم - جو - برنج - ارزن از حيوانات اسب - قاطر - خر - شترمرغ و فيل را ذكر كردهاند ( كتاب وىشو ) « 1 »
هامش
( 1 ) - وىشو در قرن ششم ميلادى ميزيسته ( شماره هشتم سال پنجم كاوه )