تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2873

مساهمون:

ص٢٨٧٣

روابط خارجه

معلوم است كه روابط خارجه ايران در اين دوره هم روابط بين المللى نبود زيرا دنياى آن روزى عبارت بود از ايران و روم : چين و هند آن زمان دور و در كنار بودند چنان كه در تاريخ تمدن هم چين و هند جرگهء جداگانهء تشكيل مىدهند بنابراين سياست خارجه ايران در اين دوره منحصر بسياست آن نسبت بروم است ( با صرف‌نظر از روابطى كه با دولت هياطله و تركستان ايجاد شده بود ولى طولى نكشيد زيرا اولى بدست انوشيروان منقرض و دومى در زمان هرمز چهارم قبول نمود كه باج بايران بدهد ) اما امپراطورى روم چنان كه از تاريخ آن معلوم است در سلطنت تئودوس به دو قسمت تقسيم شد غربى و شرقى ( 395 ميلادى ) امپراطورى غربى در 476 منقرض گرديد قسمت شرقى كه بامپراطورى شرقى يا بيزانس معروف است بواسطه اينكه پاىتختش قسطنطنيه و تسخير آن مشكل بود بيش از هزار سال دوام كرد طرف ساسانيان قبل از تقسيم مذكور امپراطورى روم و بعد از آن دولت شرقى بود از طرف ديگر بايد در نظر داشت كه روابط آن روزى دولتين همجوار مثل روابط دول امروزه نبود كه سفرائى در دربار يكديگر دائما داشته باشند بلكه در هر زمان مقتضى ميشد طرفين سفارتى بدربار يكديگر مىفرستادند اداره كردن سياست خارجه اساسا از وظايف بزرگ فرماندار بود و ليكن در مواقع جنگ فرمانده قشون راءسا داخل مذاكره ميشد و سفيرى ميفرستاد يا مىپذيرفت بخصوص اگر فرماندهى را خود شاه اختيار ميكرد زيرا در اين مواقع بزرگ فرماندار در مركز ميماند و از طرف شاه امور مملكتى را ( مثل نايب السلطنه ) اداره مينمود سفرا غالبا از نجباء درجه اول يا سپهبدها انتخاب