تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 2852

مساهمون:

ص٢٨٥٢

2 - ماليه

عايدات دولت ساسانى از دو نوع ماليات تركيب يافته بود اولا خراج يا ماليات ارضى ، ثانيا گزيت ( كه بعد از استيلاى عرب موسوم به جزيه شد ) يا ماليات سرانه ماليات آخرى تغيير نمىكرد به اين معنى كه براى قسمتهاى مملكت مبلغ آن محدود بود و بعده سرانه ده سرشكن ميشد ماليات ارضى براى هر بلوكى نسبت به حاصلخيزى آن معين گرديده بود و هر محلى بسته بسال خوب يا بد يا نظر به مسافت آن از شهر از سدس تا ثلث محصول را ميداد ( اگرچه ابو حنيفه دينورى « 1 » نوشته است از عشر تا نصف و ليكن اين روايت به نظر صحيح نميآيد ) زنها و بچه‌ها و پيرمردان از ماليات معاف بودند سرانه را اشخاصى ميدادند كه علاقهء ملكى نداشتند و نيز يهوديها و مسيحيان چون اين مالياتها گزاف بود و از طرف ديگر بواسطه مبهمى آن اجحاف و تعدى زياد از طرف مأمورين دولتى ميشد بخصوص كه تا وقتى كه مأمور دولت مقدار مالياتى را كه بايستى زارع و يا مالك بدهد معلوم نميكرد برداشتن محصول قدغن بود معلوم است كه اين ترتيب تا چه اندازه خسارت مالكين و رعايا را فراهم ميكرد اين بود كه غباد بفكر افتاد ترتيب جديدى براى مالياتها بدهد و ليكن مميزى كه از زمان او شروع شد به جائى نرسيد و انوشيروان آن را باتمام رسانيد نتيجهء آن از اين قرار بود كه اراضى حاصلخيز و آباد را مساحى كردند و براى ماليات ارضى مبناى آن را گريب قرار دادند و جريب تقريبا معادل دو هزار و چهارصد ذرع مربع امروزى بود هر
هامش
( 1 ) - از مورّخين معروف است و كتاب او موسوم به الاخبار الطوّال چاپ شده .