اين امراء و پادشاهان را آثرپات مينامند ، زيرا پادشاهان روحانىاند ، يعنى هركدام از آنها پادشاهند و هم رئيس آتشكده . كار عمده پادشاهان مزبور اين بوده ، كه آتشكدهها را حفظ و مغها را اداره كنند و كلية اصول مذهب هرمزد پرستى را از تصرّفات و بدعتها محفوظ دارند . چون اين مذهب در آنزمان مذهب ملّى ايرانيان بود ، ميتوان گفت ، كه با حفظ آن شعائر قوميّت پارسى و ملّت ايرانى از روايات و آداب و عادات و اخلاق و غيره در اينجا حفظ ميشده .
سوم - دولتهاى خسرون و اديابن
چون در تاريخ پارت كرارا از دولت كوچك خسرون ذكرى شده ، مقتضى است سطورى چند در باب اين دولت ، كه پادشاهانش دستنشانده شاهنشاهان اشكانى بودند ، نوشته شود . بنابراين گوئيم : موافق سالنامههاى ادس ( صفحه 388 ) دولت خسرون در 180 تاريخ يونانى ، كه با 131 يا 132 ق . م مطابقت دارد بنا شد ، يعنى زمانى ، كه آنتيوخوس سىده پادشاه سلوكى اسير پارتىها گرديد و وقايعى ، كه در جاى خود ذكر شده ، رويداد . در همينوقت دولت پارت تا فرات بسط يافت و معلوم است ، كه ادس هم جزء دولت مذكور گرديد و بنا بعادتى ، كه اشكانيان داشتند ، در اينجا هم پادشاهان دستنشانده بر تخت نشاندند . سوريها حكمرانان ادس را ملكا ميخواندند ، كه بمعنى پادشاه است و خود پادشاهان مزبور بر سكّههايشان بيونانى عنوان بازىلوس « 1 » ( پادشاه ) و مگاس بازىلوس « 2 » ( پادشاه بزرگ ) نقر ميكردند ، ولى بايد در نظر داشت ، كه روميها پادشاهان مزبور را توپارخس « 3 » يعنى امراء محلّى ميخواندند و نويسندگان عهد قديم آنها را فيلارخ « 4 » يا رئيس طايفه ميخوانند ، زيرا اين پادشاهان دست نشانده بر طوايف عرب حكومت ميكردند . زيادى است گفته شود ، كه طوايف عرب از ديرگاه در صفحات بين النّهرين و در حوالى ادس سكنى گزيده بودند و بىجهت نيست ، كه پلين ادس را جزء عربستان بشمار آورده ( تاريخ طبيعى ،
هامش
( 1 ) -Basilus .( 2 ) -Megas Basilus .( 3 ) -Toparches .( 4 ) -Phylarche .