تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1831

مساهمون:

ص١٨٣١
نامى ، كه از مردم ماسريان « 1 » بود ، نابودش كرد . پس از آن او سربازان را جمع كرد با اين نيّت ، كه بگويد : اين قضيّه از تقصير آتنودور است ، زيرا او قصد حيات مرا داشت . اين حرف اثر نكرد و سربازان از او ظنين شده خواستند او را بكشند ، ولى سركردگان آنها مانع گشتند . بعد ديرى نگذشت ، كه بىكن بر ضدّ ناجيان خود اقدام كرد و آنها خود او و بوكسوس را گرفته دوّمى را كشتند و بىكن را نگاهداشتند ، تا با زجر بكشند . روزى كه او را برهنه كرده بودند ، تا زجر كنند ، چنين اتفاق افتاد ، كه سربازان ، بىاينكه جهت آن معلوم شده باشد ، بهيجان آمده اسلحه برداشتند و اين واقعه باعث شد ، كه زجركنندگان دست از بىكن بازداشتند و او برهنه نزد سربازان رفته بوسيلهء آنها آزاد گرديد . پس از آن بىكن با عدّه‌اى از يونانيها به طرف يونان روانه گشت .

همچشمى يونانى و مقدونى

پس از اينكه زخم اسكندر التيام يافت ، او قربانيها براى آلهه كرد و ضيافت‌هائى برپا داشت . در يكى از اين ميهمانيها قضيه‌اى روى داد ، كه اگرچه اساسا بىاهميّت است ، ولى ، چون حاكى از ضدّيت باطنى مقدونيها با يونانيها است ، ذكر ميكنيم . ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 100 ) : در ميان مقدونيها شخصى بود قوىهيكل و زورمند ، كه او را گراگوس « 2 » مىناميدند . اين شخص ، كه در جدالها از جهت رشادت و قوّت بازو معروف گشته بود ، در موقع يكى از ضيافتها در حال مستى پهلوان معروف يونانى را ، كه ديوك‌سيپ آتنى « 3 » نام داشت ، بمبارزه طلبيد . ميهمانها ، چون طالب تماشا بودند ، طرفين را بمبارزه تشجيع كردند و ، چون پهلوان مزبور اين دعوت را پذيرفت ، اسكندر روز كشتىگيرى را معيّن كرد . بعد در آن‌روز هزاران نفر مقدونى و يونانى در ميدان مبارزه حاضر شدند و اسكندر هم حضور بهمرسانيد . معلوم است ، كه مقدونيها طالب فتح گراگوس بودند و يونانيها ، به عكس ، ميخواستند پهلوان آنها فاتح گردد . وقتى كه مبارزه شروع شد ، گراگوس از مسافت معيّن زوبين خود را به طرف ديوك‌سيپ انداخت ، ولى
هامش
( 1 ) -Macerien .( 2 ) -Goragus .( 3 ) -Dioxippe d'Athenes .