تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1814

مساهمون:

ص١٨١٤
بيشتر زيان رسانيدند تا بما و با تبرها و داس‌هاى ما اين حيوانات عظيم الجثّه از پا درآمدند . عدّهء آنها چه اهميّت دارد ؟ زخمى كردن يك يا دو فيل كافى است براى اينكه ساير فيلها هم فرار كنند ، بخصوص كه چون آنها در يك‌جا جمعند و چابك نيستند ، يكديگر را در زير پا خواهند گرفت . من بقدرى با نظر بىاهميّتى به اين حيوانات مينگرم ، كه باوجود اينكه عدّه‌اى از آنها دارم و ميتوانم آنها را به كار برم ، نميبرم ، زيرا خطر آنها براى قشونى ، كه فيلها را به كار مياندازد ، بيش از خطرى است كه از آنها بدشمن متوجّه مىشود . شايد انبوه آدم و اسب شما را ميترساند . راست است ، كه شما عادت كرده‌ايد با مردمان قليل العدّه جنگ كنيد و اينجا در دفعهء اوّل سروكار شما با مردمى خواهد بود ، كه كثير العدّه و بىنظم است » . بعد اسكندر جنگهاى گرانيك ، ايسّوس و اربيل را بخاطر سپاهيان خود آورده گفت : « امروز كه آسيا را خلوت كرده‌ايم ( يعنى از شدّت كشتار و غارت . م . ) ، دير است ، كه افواج دشمن را بشماريد . اين كار را ميبايست قبل از گذشتن از هلّس‌پونت كرده باشيد حالا سكاها از عقب ما مىآيند و قواى باختر از ما است و داهيان و سغديان در صفوف ما مىجنگند . باوجود اين اميدوارى من ببازوهاى شما است نه بدستهاى آنها . بار ديگر حرارت و اعتماد خود را به من نشان دهيد . ما در اوّل كار نيستيم ، به آخر آن داريم ميرسيم . اگر شجاع هستيد ، نزديك است ما به جائى برسيم ، كه آفتاب طلوع مىكند و بسواحل اوقيانوس پا بگذاريم . پس از آنكه باينجاها رسيديم ، تا آخر دنيا فاتحانه رفته‌ايم و پس از آن به وطن خود مراجعت خواهيم كرد . برحذر باشيد ، كه ميوه رسيده را از دست بدهيد . بدانيد ، كه پاداش بمراتب بيش از مخاطرات است . اين مملكت ، اگرچه ثروت زياد دارد ، ولى مانند زنان ضعيف است . من شما را به طرف غارت و يغما ميبرم ، نه به سمت نام و افتخار . ثروتى را ، كه اين دريا بسواحلش مىافكند ، از آن شما است . شما لايقيد ، كه تمامى آن را به وطن خودتان ببريد . شما را قسم مىدهم بخودتان و بنامتان ، كه بالاتر از نام مردمان ديگر است ، و بخدمتى كه به من مديونيد و به آنچه كه من بشما مديونم ، مرا ، كه مربّاى شمايم ، رفيق شمايم