تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1762

مساهمون:

ص١٧٦٢

فصل سوم - لشكركشى اسكندر به هند

مبحث اول - از باختر تا سند ( 327 ق . م )

مقدّمه

احوال اسكندر كليّة چنين بود ، كه نميتوانست مدّتى اوقات خود را بىجنگ بگذراند و ، چون چندى در جائى ميماند ، مرتكب كارهائى ميشد ، كه از نام وى ميكاست و نارضامندى در ميان سپاهيان او پديد مىآورد . بنابراين يكى از جهات قشون‌كشى او بهند همين نكته بود ، كه ميخواست قشون خود را مشغول و نارضامندى افراد را فرونشاند . از جهات عمدهء ديگر بايد فرط جاه‌طلبى و نخوت بىحدّوحصر او را در نظر گرفت . اسكندر افسانه‌هاى يونانى را خوب ميدانست و ، چون خوانده بود ، كه باكوس و هركول ، دو پسر إله بزرگ يونانيها تا هند راندند ، او هم ، كه خود را پسر همان إله بزرگ ميخواند ، نميخواست از برادران خود عقب بماند . متملّقين و چاپلوسها هم براى خوش‌آمدش همواره اين فكر را ، كه او نبايد از موجودات غيرفانى كمتر باشد ، در دماغ او پرورده همه روزه آن را قوّت ميدادند . بالاخره بايد گفت ، كه آواز ثروت هند و تصوّرات اغراق‌آميزيكه درباره همه‌چيز اين مملكت پهناور داشتند ، ممدّ خيالات اسكندر شد ، زيرا او اميدوار بود ، كه از غارت و چپاول اين مملكت ثروتهائى بيشتر از ذخاير خزانه‌هاى هخامنشى بدست آرد . اين بود جهات عمدهء اين لشكركشى ، كه مانند ساير لشكركشىهاى او ، براى ملل و مردمان آن روز جز خرابىها و قتل و غارت‌ها نتيجه‌اى نداشت . چون از ذكر وقايع اين معنى روشن‌تر خواهد شد ، بمقدّمه خاتمه داده به خود موضوع مىپردازيم .

تداركات اسكندر براى سفر هند

اسكندر از ديرگاهى در خيال يك سفر جنگى بهند بود ، ولى اشكالات تسخير سغد و قيام پىدرپى باختريها ، سغديها و سكاها بر ضدّ اسكندر ، اجراى اين قصد او را بتأخير مىانداخت . احوال در مدت دو سال چنين بود ، تا آنكه پس از قشون‌كشىهاى زياد و تسخير قلاع و كشتارهاى مهيب و برانداختن شهرها ، كه براى مرعوب ساختن اهالى
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1762 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )