تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1569

مساهمون:

ص١٥٦٩
داريوش دوّم و اردشير دوّم حمل كرده‌اند ، ولى مشكل است تصوّر كرد ، كه درباريان ايران آن زمان نميدانستند ، اين حجّاريها و كتيبه‌ها از داريوش اوّل است ، زيرا فاصلهء بين داريوش اوّل و شاهان مذكور بيش از هفتاد الى صد سال نبوده ، و اگر درباريان پارس از كارهاى شاهانشان بفاصله چنين مدّت كمى بىاطّلاع بودند ، چگونه بر داستانهاى قديم آسور آگاهى داشتند . لذا بايد گفت ، كه اين اشتباه از خود كتزياس است و ، چنان كه تأليفش پر است از افسانه‌هاى گوناگون و اختراعات ، در اين مطلب هم دقيق نشده و با بىقيدى چيزى نوشته . بهرحال بنابروايت ديودور در قرون بعد همه تصوّر ميكردند ، كه اين حجّاريها از سميراميس است و حتّى در اوايل قرن نوزدهم ميلادى گاردان « 1 » فرانسوى تصوّر ميكرده ، كه در اين‌جا خواسته‌اند دوازده حوّارى عيسى را بنمايند . ديگران حدسهاى ديگر ميزدند و از جمله روبرت‌كرپورتر « 2 » ، كه بين 1817 و 1820 ميلادى مسافرتهائى در گرجستان ، ارمنستان ، ايران و محلّ بابل كرده ، عقيده داشته ، كه اين حجّاريها فتح شلم‌نصر پادشاه آسور را نسبت به بنى اسرائيل نشان ميدهد . تصوّرات در اين زمينه‌ها بود ، تا آنكه كتيبه‌هاى اين آثار بواسطهء زحمات مستشرقين و مخصوصا راولين‌سن خوانده شد و ديگر ترديدى باقى نماند ، كه اين آثار از داريوش بزرگ است ( چون شرح زحمات بعض مستشرقين معروف ، كه براى خواندن كتيبه‌هاى ايرانى رنج برده‌اند ، در مدخل ذكر شده ، تكرار را جايز ندانسته ميگذريم ) . اين حجّاريها راجع بواقعهء بردياى دروغى و نه نفرى است ، كه در به دو سلطنت داريوش ياغى شده هريك خود را پادشاه مملكتى خواند ( بصفحات 532 - 536 و 539 - 548 رجوع شود ) حجّاريهاى مذكور چنين است : داريوش ايستاده ، در بالا فروهر پرواز مىكند و داريوش بتقديس اهورمزد دست راست خود را بلند كرده و پاى چپ را بر سينهء گئومات مغ ، كه بر پشت خوابيده و اسلحه بدست دارد ، گذارده . پشت سر داريوش دو نفر ، كه بايد از رجال درجهء اوّل دربارى بوده باشند ،
هامش
( 1 ) -Gardanne( جنرال فرانسوى 1766 - 1817 ) . ( 2 ) -Sir Robert - Ker - Porter .