بيستون را در بابل و ترجمهء آرامى همان كتيبه را در جزيرهء الفانتين « 1 » مصر ، كه مستعمرهء يهودى بود ، يافتهاند و از مقايسهء اين نسخهها ظنّ قوى اين است ، كه تاريخ اصل كتيبه قبل از 509 ق . م است . امّا اينكه در غير اين موارد خط ديگرى نيز به كار برده باشند ، معلوم نيست ، اگرچه بعض محقّقين را عقيده آن است ، كه چون نوشتن خط ميخى براى مكاتبات عادى مشكل بوده ، بجاى آن در دفترخانهها و در ميان مردم خط آرامى به كار ميبردهاند و شايد در اين دوره هم مانند دورهء ساسانى به آرامى مينوشتند و بپارسى ميخواندند ( هوزوارش ) . در اينكه زبان آرامى در اين زمان در آسياى پيشين متداول بود ، ترديدى نيست ، زيرا در تورية چند دفعه ذكر شده ، كه يهوديها عريضهاى بشاه بخطّ و زبان آرامى نوشتند ( مثلا كتاب عزرا فصل 4 ) و ميبينيم ، كه ببعض كتيبههاى شاهان هخامنشى نسخهء آرامى علاوه شده و نيز مسكوكاتى در بين النهرين بدست آمده ، كه خط آرامى دارد و يك كاغذ حصيرى يافت شده ، كه آرامى بر آن نوشتهاند و اين كاغذ حصيرى را بسنهء 450 ق . م نسبت ميدهند « 2 » .
يكجاى كتيبهء بيستون اين حدس را ، كه غيراز خط ميخى خط ديگرى هم در زمان هخامنشيها به كار ميرفته ، تأييد مىكند . داريوش در بند 20 از ستون چهار گويد ( چنان كه ويسباخ موافق نسخهء عيلامى خوانده ) : كه كتيبهها را بطور ديگر نوشتم ، به آريانى كه سابقا نبود ، ولى محقّقين ديگر در اين باب اختلاف دارند و مطلب روشن نيست ( پائينتر به آن باز رجوع خواهيم كرد ) . اگر دقيق شويم ، معلوم است ، كه خط پارسى قديم هرچند شكلا ميخى است ، ولى از حيث اسلوب به خط امروزى ما شبيه است ( وقتى كه بىاعراب مينويسيم ) ، زيرا مخلوط از علامات هجائى و الفبائى است . جهت شباهت از اينجا است ، كه خط امروزى ما از خط عرب آمده و اعراب خط را از نبطيها گرفتهاند و آنها هم از آراميها . بنا
هامش
( 1 ) -Elephantine( اين محل بمسافت بيست روز راه از سائيس واقع بود ) .
( 2 ) -Corpus inscr . semit , 2 me partie , No 114 .