اجىبى ، چنان كه در جاى خود گذشت ( صفحهء 391 ) ، خيلى معتبر بود .
مبحث هفتم - فوت اردشير ، صفات او
اردشير در 424 ق . م درگذشت . ( بعضى 425 ق . م نوشتهاند ) . اين نخستين شاه هخامنشى بود ، كه از بسط ايران به طرف مغرب صرفنظر كرد و بسخنان فراريهاى يونانى ، كه هميشه در دربار ايران بودند ، وقعى ننهاد ، چنان كه راجع به تميستوكل هم همين رويّه را داشت . در زمان اردشير قبرس به ايران برگشت و اين واقعه بواسطه نزديكى جزيرهء مزبور به فينيقيّه و مصر مهم بود . راجع به شخص اردشير بايد گفت ، كه در داستانهاى ما او را شاهى رعيّتپرور و دادگستر خواندهاند . از مورّخين يونانى ديودورسىسىلى گويد ، كه اردشير در به دو سلطنت سيره خود را بر خلاف سيره خشيارشا قرار داد ، خواست اصلاحاتى كند و بمطالب مردم و ايالات برسد . پلوتارك گويد : « از حيث رأفت و جوانمردى او سرآمد شاهان پارس بود » ( اردشير باحافظه ، بند 1 ) . كرنليوسنپوس او را مردى دلير دانسته ( كتاب 1 ، بند 3 ) . اردشير ميل داشته ، كه در جنگها شركت كند ، ولى به شكار ، چنان كه كتزياس گويد ، چندان رغبت نشان نميداده ، بلكه بيشتر مايل بوده ، كه اوقات خود را در ميان زنان غيرعقدى بگذراند .
مدّت سلطنت اردشير را ديودور سىسىلى ( كتاب 11 ، بند 69 ) چهل سال دانسته ، قانون بطلميوس 41 و كتزياس ( پرسىكا ، فصل 43 ) « 1 » چهلودو ، ولى ظن قوى اين است ، كه چهل سال و چند ماه بوده .
اردشير در به دو سلطنت در شوش ميزيست ، ولى بعد براى اقامت بابل را اختيار كرد و بيشتر اوقات خود را در اين شهر ميگذرانيد . شايد به همين جهة در ميان زوجات او زنان بابلى زياد بودند . زنانش نفوذى نسبت بوى نداشتند ، ولى آمستريس « 2 » مادر او و آمتيس « 3 » خواهرش خيلى متنفّذ بودند . گاهى اردشير در تحت نفوذ مادر درميآمد و اين زن هم در مواردى نفوذ خود را بخير و صلاح مملكت به كار نميبرد . از اين شاه
هامش
( 1 ) -Persica .( 2 ) -Amestris .( 3 ) -Amytis ( Ametis ) .