اى وجود دروغين و بد ، سلطنت تو تا نههزار سال معيّن گشت ، ولى هرمز را من بر تو برترى دادم . پس از نههزار سال سلطنت از آن او است و هر آنچه خواهد بكند ، خواهد شد . بعد هرمز و اهريمن بآفريدن شروع كردند . هرچه هرمز خلق كرد ، نيكو و راست بود و هرچه اهريمن آفريد - بد و كج » . اين است مضمون نوشتههاى ازنيكگبى كه از زروانيان اقتباس كرده . كلية اگر روايت پلوتارك را با روايت سترابون مقايسه كنيم ، روشن است ، كه نوشتههاى سترابون بروايت هرودوت بمراتب نزديكتر از نوشتههاى پلوتارك است ، و حال آنكه فاصله بين اين دو نويسنده ، يعنى سترابون و پلوتارك ، بيش از نيم قرن نيست . جهت بايد از اينجا باشد ، كه سترابون بيشتر از نوشتههاى متقدّمين و بالخصوص هرودوت استفاده كرده ، ولى پلوتارك عقايد مهرپرستان و زروانيان و غيره را ، كه در زمان او در آسياى صغير رواج داشته ، نيز نوشته . اين نكته را هم بايد در نظر داشت ، كه معلوم نيست تمام گفتههاى پلوتارك از تئوپومپوس اقتباس شده باشد ، زيرا مورّخ مذكور در يك جا از او نقلقول مىكند . كلية نقص بزرگ نويسندگان عهد قديم اين است ، كه مدارك نوشتههاشان را ذكر نميكنند ، مگر در موارد كمى و بنابراين متتبّع نميداند ، اطّلاعاتى را ، كه ميدهند ، بكدام دوره بايد مربوط بدارد ، به زمان معاصر خود نويسنده يا بازمنهء قبل . اگرچه هرودوت هم از اين نقيصه مبرّى نيست ، زيرا او نيز در كتب خود مداركى بدست نميدهد ، ولى از آنجا ، كه اين مورّخ در قرن پنجم ميزيسته : شكّى نيست ، كه نوشتههاى او لااقل راجع به زمان خود او است و بنابراين ، اطّلاعاتى كه ميدهد ، مربوط بدورهء هخامنشى . بنابر آنچه گفته شد ، اگر ما براى دانستن مذهب ايرانيان در دورهء هخامنشى نوشتههاى هرودوت و سترابون را در نظر گيريم ، بحقيقت نزديكتريم ، و الّا ممكن است ، كه بسيارى از چيزهاى قرون بعد را نظر بگفتهء پلوتارك و غيره ، بغلط ، بقرون قبل مربوط بداريم ، و حال آنكه مداركى كافى براى نقل معتقدات مذهبى ايرانيان از قرون بعد بقرون قبل نداريم . از پلوتارك قدرى
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1525
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص١٥٢٥