قطع كند . از خود روايت هرودوت هم اين نظر تأييد مىشود ، چه مورّخ مذكور گويد ، كه هر زمان به آنها آب نميدادند ، بدربار آمده با گريه و زارى درخواست آب مىكردند .
( 98 ) - سكّهء نقرهء مالتس در كيليكيّه
مبحث سوم - تجارت و صنايع
ايران هخامنشى واقع بود بين ممالك غربى مشرق قديم از يكطرف و هند از طرف ديگر . ممالك غربى مانند كلده و مصر و آسياى صغير و سوريّه ، چنان كه در مدخل گذشت ، بعمران و آبادى و ثروتمندى معروف بودند و اين مزايا از حاصلخيزى زمينها يا موقع خوب اين ممالك در كنار درياها و رودخانههاى معظم حاصل شده بود . چون از احوال هر يك از ممالك مذكوره قبل از اينكه در تحت اطاعت ايران درآيند ، در باب اوّل شمّهاى گفته و نوشتههاى هرودوت را راجع ببابل و مصر و ليديّه ذكر كردهايم ، گمان نميكنيم ، كه تكرار مقتضى باشد . هند هم ، چنان كه مورّخ مذكور و سايرين نوشتهاند ، مملكتى بوده پرجمعيّت و ثروت و داراى خاك طلا و انواع و اقسام حيوانات و نباتات . از نوشتههاى مورّخين عهد قديم نيز صراحتا استنباط مىشود ، كه دولت هخامنشى بترويج فلاحت و ساختن راهها و نزديك كردن درياها به يكديگر اهميّت ميداده و ممكن نبود اين اقدامات با نبودن گمركات ، چنان كه پائينتر بيايد ، بر رونق تجارت در دورهء هخامنشى نيفزوده باشد ، بخصوص كه فينيقىها و يونانىهاى آسياى صغير ، يعنى دو ملّت دريانورد آن زمان جزو ايران آن روز بودند . روابط ايران از طرف مغرب از آنچه در باب اوّل اين كتاب گفته شد ، معلوم است ، ولى راجع بروابط شرقى هيچگونه اطّلاعاتى نيست و ما نميدانيم ، كه ايران هخامنشى چه روابطى با ساير قسمتهاى هند داشته و آيا از طريق آسياى وسطى ، كه جزو متصرفات ايران بود ، روابطى با چين شروع شده بود يا نه . ظنّ قوى اين است ، كه چين را در اين زمان نمىشناختند ، زيرا هرودوت و ساير