تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1468

مساهمون:

ص١٤٦٨
با هروالى مأمورى از مركز روانه ميشد ، كه در ظاهر منشىباشى يا سردبير والى بود ، ولى درواقع ميبايست اعمال والى را تفتيش كند و مركز را از نتيجه مطلع دارد . بوسيلهء او مركز ميدانست ، كه احكام صادره اجرا شده يا نه و گاهى مركز مستقيما با سردبير مكاتبه ميكرد . حفظ امنيّت و وصول مالياتها و نظارت بر عدليه حقوقى و پادشاهان دست‌نشانده و امراى محلّى از وظايف والى بود . رئيس قشون ساخلو ايالت را اداره ميكرد ، ولى از وقتى كه نفوذ مركز ضعيف شد ، ولات رياست قشون محلّى را هم داشتند ، گاهى خودشان قوائى تشكيل ميكردند و اين اوضاع غالبا باعث خودسرى و ياغيگرى ولات ميگرديد . هرودوت عدّهء ايالات ايران را بيست نوشته ، ولى از كتيبهء نقش رستم داريوش معلوم است ، كه با پارس سى بوده . چون جهت اين تفاوت پائين‌تر ذكر شده ، عجالة ميگذريم . حدود ايالات ثابت نبود ، يعنى ممكن بود نظر به پيش‌آمدها دو ايالت را بيك والى بسپارند ، يا يك ايالت را تقسيم كرده به چند نفر والى يا حاكم تفويض كنند و يا يك قسمت ايالتى را جزو ايالت ديگر بشناسند . در بعض جاها اداره كردن امور بپادشاهان و امراء محلّى يا كاهنان متنفّذ و يا به خود شهرهاى آزاد محوّل ميشد و گاهى در ازاى خدمتى يا بملاحظهء سياسى رياست شهر يا بلوكى را ما دام العمر بشخصى واگذار ميكردند . در اين گونه موارد امور شهر يا ولايت مستقلا ، ولى در تحت نظارت عاليهء والى ، اداره ميشد يعنى ميبايست براى حفظ وحدت شاهنشاهى دستورهاى والى را راجع بامنيّت عمومى و مالياتها و رفع مناقشه بين دو محلّ پادشاه‌نشين يا دو شهر آزاد و مسائل و مطالبى ، كه مربوط بسياست عمومى مملكت بود ، اجرا كنند . جاهائى كه در ايران هخامنشى اين‌حال را داشت ، عبارت بود از : كيليكيّه ، كاريّه ، بىتىنيّه ، پافلاگونيّه - در آسياى صغير . مستعمرات يونانى در آسيا و افريقا . مقدونيّه در اروپا و شهرهاى فينيقيّه مانند صور و صيدا . جزيرهء قبرس كه 9 پادشاه محلّى داشت . ايالات هند و نيز سغد در مشرق . در سلطنت اردشير دوّم ، چنان كه گذشت ، كادوسىها هم داراى دو پادشاه محلّى شدند ( بصفحات 696 و 1130 رجوع شود ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1468 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )