تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1467

مساهمون:

ص١٤٦٧
خود را نشان بدهد . زمان صلح شاهان به شكار ميپرداختند و با اين مقصود به ترتيب آسوريها دور ميدان وسيعى ديوار كشيده و آن را مشجّر ساخته از حيوانات درنده ، غزال گورخر ، خرگوش ، طيور و غيره پر ميكردند . شكار شير و ببر و پلنگ با تيروكمان معمول بود ، ولى شاهان بيشتر به شكار گورخر ميل داشتند . كزنفون گويد اين نوع پاركها را پرديس « 1 » مىناميدند . اين لفظ حالا در بعض زبانهاى اروپائى بمعنى ( بهشت ) است و فردوس هم از اين كلمه آمده . اين است آنچه راجع بشاهان هخامنشى و دربار آنها جسته و گريخته از نوشته‌هاى مورّخين قديم يا كتيبه‌ها بدست ميآيد . بعض اطّلاعات ديگر پائين‌تر در جزو مباحث ديگر بمناسبت موضوع ذكر شده و خواهد آمد ( در جاهائى ، كه بمندرجات باب اوّل اشاره شده ، مدرك را ذكر نكرده‌ايم ، زيرا ، چون در جاى خود مدارك اين گونه مطالب ذكر گرديده ، در اينجا تكرار را زايد دانسته‌ايم . اين تذكر شامل كليّه باب دوّم مىباشد . معلوم است ، كه ، اگر از موضوعى سخن رود ، كه در باب اوّل ذكر نشده ، ملاك و مدرك آن را خواهيم نمود ) .

تشكيلات ادارى

داريوش شاهنشاهى ايران را بقسمتهاى بزرگ تقسيم كرد و هركدام را بيك نفر مأمور ، كه از مركز معيّن ميشد ، سپرد . اين مأمور را خسرپاون ميناميدند « 2 » و معنى آن به زبان كنونى ( شهربان ) يعنى نگهبان مملكت است ( در ايران قديم شهر بمعنى مملكت استعمال ميشد « 3 » ) بنابراين قسمتهاى مملكت بمنزلهء ايالات و نگهبانها در حكم ولات بودند . در كرسى هر ايالت ساخلوى براى حفظ امنيّت ايالت مقرّر بود . رئيس آن را نميدانيم به زبان پارسى قديم چه ميگفتند ، ولى بعض نويسندگان رئيس قشون محلّى را كارانس مينامند و بايد صحيح باشد ، زيرا كار در پارسى قديم بمعنى لشكر و مردم استعمال شده « 4 » .
هامش
( 1 ) -Paradis .( 2 ) - كتيبهء بيستون ، ستون 3 ، بند 10 . ( 3 ) - ظنّ قوى اين است ، كه خسرپاون مينوشتند ولى در محاوره شترپان تلفّظ ميكرده‌اند ، زيرا يونانيها اين كلمه را ساتراپ ضبط كرده‌اند . ( 4 ) - شيپور را به همين مناسبت كارناي ناميده‌اند ، كه اكنون كرنا شده و كارزار هم از همين كلمه آمده .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1467 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )