تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1465

مساهمون:

ص١٤٦٥
دودمان هخامنشى رجوع شود ) . نظاير اين نوع ازدواجها زياد است و ، چون نميتوان تصوّر كرد ، كه در اين موارد دختران يا نوه‌هاى شاهان هخامنشى زنان غيرعقدى بشمار ميرفتند ، پس بايد گفت ، كه شاه ميتوانسته زنان عقدى متعدّد داشته باشد . يك‌چيز ديگر هم اين نظر را تأييد مىكند : وقتى كه خشيارشا در زمان داريوش ميخواهد وليعهد شود ، استناد مىكند باينكه او بر خلاف ارت‌بازان وقتى تولّد شده ، كه داريوش شاه بوده و اگر مادر ارت‌بازان ، يعنى دختر گئوبرو ( گبرياس ) زن غيرعقدى بود ، اصلا چنين منازعه‌اى پيش نمىآمد ، زيرا زادهء زن غيرعقدى موافق عادات نميتوانست شاه گردد . مورد داريوش دوّم جهات ديگر داشت ، كه در جاى خود ذكر شده . او فى الواقع تخت را از سغديان ، كه خشيارشاى دوّم را كشته و من غير حق بتخت نشسته بود ، انتزاع و بعد آن را تصاحب كرد . ملكه و زنان ديگر با مردان آميزش نداشته‌اند و حتّى در مسافرت‌ها در گردونه‌هاى بسته ، يا چنان كه هرودوت و مورّخين ديگر نوشته‌اند ، در هارماماكس حركت ميكردند . حكايت استرومردخا ، كه در تورية درج شده ، نيز مؤيد اين معنى است ، بخصوص كه در حجّاريهاى تخت‌جمشيد شكل زن هيچ ديده نميشود بجز يك استثناء ، كه راجع بزمانى است بعد از دوره هخامنشى ، چنان كه بيايد ، ولى اينكه سرپرسى سايكس گويد ( تاريخى از ايران ، ج 1 ، ص 172 ) كه پدر و برادرزنان شاهان هم نميتوانستند آنها را ملاقات كنند ، معلوم نيست از چه مأخذ است . هرودوت اين مطلب را فقط راجع به بردياى دروغى ذكر و جهت آن را هم توضيح كرده ، چنان كه گويد : چون سمرديس ميترسيد ، كه مبادا سرّ او آشكار شود ، زنان را از يكديگر جدا كرده بود و به كسى اجازه نميداد با آنها معاشرت كند . بنابراين ما مدركى نداريم ، تا بتوانيم اين مورد مخصوص را عموميّت دهيم ، بخصوص ، كه مورّخ مذكور گويد ، زنان را هم از يكديگر جدا كرده بودند ، بطوريكه آنها نميتوانستند يكديگر را ببينند و بدين جهت دختر هوتانه نميتوانست از آتس‌سا ، كه در اندرون مغ بود ، دربارهء او تحقيقاتى كند .