تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1386

مساهمون:

ص١٣٨٦
( 84 ) - شوش ، نمونه‌اى از كاشىسازى ( نقّاشى گوتيه ) سر امپراطورى آسيا است و اين روز بايد صاحب آن را معيّن كند . اين چند كلمه براى شجاعان كارآزموده كافى است . ترتيب مقرّر را بخاطر آريد و تا زمانى ، كه لازم است ، خاموشى را حفظ كنيد . فرياد عمومى برنياوريد ، مگر وقتى كه لحظهء قطعى در رسد ، متوجّه فرمان باشيد و با سرعت آن را اجرا كنيد . هركس بايد بداند ، كه ، اگر ميتوانست بهره‌مندى را تأمين كند ، ولى از جهت اهمال باعث اضمحلال شده ، مسؤل است » . آريّان گويد ، كه اسكندر اين نطق را پس از معاينهء حول‌وحوش ميدان جنگ ، كه در روز قبل از جدال به عمل آورد ، در حضور سرداران مقدونى كرد ، ولى از مفاد آن استنباط مىشود ، كه اين نطق در همانروز جدال شده .

صف‌آرائى طرفين

آريّان از قول آريستوبول « 1 » گويد : بموجب نقشه‌اى كه پس از جدال گوگمل بدست آمد ، ترتيب جنگى قشون داريوش چنين بود : در جناح چپ سواره‌نظام باخترى و دهائى و رخّجى صف بسته بودند و نزديك آنان - سواره‌نظام و پياده‌نظام پارسى ، كه باهم مخلوط بودند . صفوف پارسيها بشوشيها و كادوسيان تكيه داده از نوك جناح چپ تا وسط قلب كشيده بود . در جناح راست سل‌سوريان « 2 » ، اهالى بين النهرين ، ماديها ، پارتيها ، سكاها و پس از آنها تپوريها و گرگانيها ايستاده بودند . صفوف آنها بآلبانيان و ساك‌سىنيان ميرسيد و اينها بقلب مىپيوستند ( مقصود از آلبانيان ارّانىها هستند ، كه
هامش
( 1 ) -Aristobule .( 2 ) -Coele - Syriens .