بين رود ارس و كورا سكنى داشتند ) در قلب ، داريوش با تمام خانواده و نجباى ايران قرار گرفته بود و هنديها و كاريان و آناپاستها « 1 » و تيراندازان مرد « 2 » در اطراف او بودند . اوكسيان و بابليها و سىتاكنيان و مردمان سواحل بحر احمر در صف ديگر از پس صف مذكور جا داشتند . داريوش جناح چپ خود را در مقابل جناح راست اسكندر با سوارهنظام سكائى و هزار سوار باخترى و صد ارّابهء داسدار تقويت كرده بود و 50 ارّابه ديگر با سوارهنظام ارمنى ، كاپادوكى در جلو جناح راست جا داشت . اين عدّه ارّابههاى داسدار و نيز فيلها قلب را ميپوشيدند و در اينجا داريوش پيادهنظام اجير يونانى را بدور خود جمع كرده بود .
اين يگانه دستهاى بود ، كه او ميتوانست در مقابل فالانژهاى مقدونى بگمارد .
ترتيب قشون اسكندر را مورّخين يونانى چنين نوشتهاند : جناح راست را سوارهنظامى در تحت رياست كليتوس سياه « 3 » اشغال كرد . پس از او فيلوتاس پسر پار منين در رأس بهترين سوارهنظام اسكندر جا گرفت ، بعد هفت دستهء ديگر از سوارهنظام ، كه در تحت اوامر همان سردار بودند ، ميآمدند ، بعد از آنها - پيادهنظامى ، كه موسوم به آژيراسپيد « 4 » بود ( اينها را بواسطهء سپرهاى سفيدشان چنين مىناميدند .
ديودور اين لفظ را چنين نوشته ، ولى كنتكورث آرژيراسپيد « 5 » ضبط كرده ) .
اين قسمت را نىكانور « 6 » پسر پارمنين فرمان ميداد ، بعد فالانژهاى سپاهيان الىمى « 7 » بسرهنگى سنوس « 8 » ( الىمى شهرى بود در مقدونيّه ) و سپاهيان ارستيانى « 9 » و لينسستيانى « 10 » بسركردگى پرديكّاس جا گرفته بودند . پس از اينها ترتيب سوارهنظام چنين بود : دستهاى بفرماندهى ملهآگر « 11 » و پهلوى آنان سپاهيان استيمفيانى « 12 » بسردارى پوليسپرخن « 13 » ، پس از آن - دستهاى ، كه بسركردگى فيليپ پسر بالاكروس « 14 » بود و پهلوى آن - قسمتى بسردارى كراتر « 15 » . اين عدّه را سوارهنظام اقوام مختلف مانند پلوپونسىها ، آخيان ، فتيوتها « 16 » ، ماليان ، لكريان ،
هامش
( 1 ) -Anapastes .( 2 ) -Mardes .( 3 ) -Clitus Noir .( 4 ) -Agyraspides .( 5 ) -Argyraspides .( 6 ) -Nicanor .( 7 ) -Elimiotes .( 8 ) -Coenus .( 9 ) -Orestiens .( 10 ) -Lyncestiens .( 11 ) -Meleagre .( 12 ) -Stympheens .( 13 ) -Polysperchon .( 14 ) -Balacrus .( 15 ) -Cratere .( 16 ) -Phthiotes .