فوسيديها ، كه در تحت اوامر ارىژيوس « 1 » مىتىلنى بودند ، تكميل ميكردند . در صف دوّم سوارهنظام تسّالى ، كه از حيث مهارت و زبردستى بر تمام سوارهنظام برترى داشت ، جا گرفته بود و باينها سپرده بودند ، اگر سپاه داريوش بخواهد از پهلوهاى قشون مقدونى بگذرد ، تغيير جبهه داده بمقام ممانعت برآيند . پس از آنها تيراندازان كريتى و سپاهيان اجير آخاى ميآمدند . سوارهنظام بدستههائى تقسيم شده هريك رئيسى داشت و فرمانده تمام دستهها فيلوتاس پسر پارمنين بود .
اسكندر خطّ جنگ را به شكل هلال درآورد ، تا به آسانى نتوان آن را محصور كرد و براى اينكه سپاهيان او از حملهء ارّابههاى داسدار ايرانى مصون بمانند ، امر كرد سربازان دم سپرهاشان خود را تنگ به يكديگر بچسبانند و در حين حمله ارّابهها ، نيزهها را بسپرها بزنند ، تا اسبان ارّابهها رم كرده به طرف ايرانىها برگردند .
چنين بود ترتيب قشون اسكندر ، وقتى كه او در رأس جناح راست قرار گرفت و مصمّم شد ، كه مقدّرات خود را با اين جنگ قطعى معيّن كند . عدّهء نفرات قشون اسكندر را چهلهزار پياده و هفتهزار سوار نوشتهاند ( آريّان ) .
جدال گوگمل
قشون داريوش و اسكندر از جاهاى خود كنده باستقبال يكديگر شتافتند و ، همين كه دو لشكر در مقابل يكديگر واقع شدند ، شيپورچىهاى طرفين شيپور حمله را دميدند و از هر دو سپاه نعرهء جنگى برآمد . در ابتداء ارّابههاى داسدار ايرانى بشدّت حملهور شد و باعث وحشت در صفوف مقدونىها گرديد ، بخصوص ، كه مازه در رأس سوارهنظام ايران نيز بمقدونىها حمله برده عمليات ارّابهها را تقويت كرد ، ولى مقدونىها ، چنان كه اسكندر سپرده بود ، سپرهاى خود را تنگ به يكديگر چسبانده نيزههاشان را بسپرها زدند . بر اثر آن صداى مهيبى در فضا پيچيد و اسبهاى ارّابهها بوحشت افتاده برگشتند و در صفوف ايرانى باعث اختلال شدند . باوجود اين بعض ارّابهها بصفوف مقدونى رسيدند و سربازان صفوف خود را گشودند ، تا ارّابهها
هامش
( 1 ) -Erigyus .