تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1383

مساهمون:

ص١٣٨٣
امر كرد پيش بروند . در اين احوال مه بر طرف شد و آفتاب درخشان جلگه را روشن كرد ، چنان كه تمام سپاه ايران به خوبى ديده ميشد . سپاه اسكندر موافق عادت خود فريادى برآورد و سپاه ايران در جواب آن نعره‌اى زد ، كه وحشتناك بود و در جنگلها و دره‌هاى حول‌وحوش طنين انداخت . پس از آن سپاه مقدونى ميخواست به طرف لشكر ايران حركت كند ، كه اسكندر باز در انديشه شده صلاح ديد روى تپه توقّف كند و امر كرد خندقهائى در دور تپه كندند و خودش بخيمه برگشته تمام توجه خود را باردوى دشمن متوجه داشت .

اضطراب اسكندر ، مجلس مشورت

مخاطرات اين جدال در پيش چشم اسكندر مجسّم شد ، زيرا ميديد ، كه مردان و اسبهاى دشمن از برق اسلحه‌شان ميدرخشند و سرداران و سرهنگانى ، كه سواره در حركت‌اند ، با نهايت جدّ بتكميل تداركات جنگ پرداخته‌اند . همهمهء سپاهيان ، شيههء اسبان ، درخشندگى اسلحه و چيزهاى ديگر باعث نگرانى او گرديد و مصمّم شد ، كه مجلسى براى مشورت آراسته عقيدهء سرداران خود را بپرسد . پارمن‌ين ، ماهرترين سردار مقدونى ، عقيده داشت ، كه اسكندر شبيخون بزند و دلايلى ، كه اقامه ميكرد ، چنين بود : حملهء ناگهانى بدشمنى ، كه داراى اخلاق و زبانهاى گوناگون است ، آن هم در شب ، يعنى وقتى كه قشون ايران استراحت مىكند ، فتح را بمقدونيها خواهد داد ، زيرا دشمن نخواهد توانست خود را جمع‌آورى كند ، ولى در روز نخستين چيزى ، كه نظر مقدونىها را به خود جلب خواهد كرد ، وجنات وحشت‌آور سكاها و باختريها و پيكرهاى عظيم و موهاى دراز آنها است . اين نيز معلوم است ، كه گاهى اثر چيزهاى پوچ در سربازان بيش از چيزهائى است ، كه واقعا باعث وحشت باشد . دليل ديگر پارمن‌ين اين بود ، كه اين ميدان نبرد مانند ميدان تنگ گردنه‌هاى كيليكيّه يا راههاى باريك كوهستانها نيست . جنگ در جلگه روى خواهد داد و ممكن است ، قشون دشمن ، كه از حيث عدّه بيشتر است ، قشون مقدونى را محاصره كند ( يعنى از جناحين آن گذشته پشت سر آن را بگيرد ) ساير