ولايات افريقائى ، كه مجاور مصر بودند و كلامن « 1 » را براى جمعآورى ماليات مصر و ولايات مزبوره معيّن كرده به طرف آسيا رهسپار شد . آريّان گويد ، كه اسكندر مصر را به دو ايالت تقسيم كرد ، ولى چون يكى از دو والى ، كه پهتىزيس « 2 » نام داشت ، اين شغل را قبول نكرد ، والى ديگر دلآسپيس « 3 » به تنهائى مدير اين ايالت شد . در خاتمه مورّخ مذكور گويد ، كه چون اسكندر اهميّت مصر را دريافت ، كارهاى اين مملكت را بين چند نفر تقسيم كرد ( كتاب 3 ، فصل 3 ، بند 1 ) .
راجع به اسكندريّه ديودور گويد ، كه اين شهر بين درياچه و دريا واقع است و طورى ساخته شده ، كه بادهاى دريا بدان وزيده هواى آن را خنك ميدارد .
كوچههاى آن بخطّ مستقيم يكديگر را تقاطع مىكند و كوچهء عمدهء آنكه از يك دروازه بدروازهء ديگر ممتد است ، داراى چهل استاد طول ( 7400 مطر ) و يك پلطر ( 30 مطر ) عرض مىباشد . بعد شرحى از آبادى و ثروت شهر بيان كرده گويد ، زمانى كه ما در مصر بوديم ، متصديان دفاتر نفوس ميگفتند ، اين شهر داراى سيصدهزار نفر سكنه آزاد است ( يعنى غيراز بردهها ) و عايدى پادشاه مصر از ششهزار تالان « 4 » تجاوز مىكند ( كتاب 17 ، بند 52 ) . چون مصر با ليبيا و برقه و سيرن بخزانهء ايران بگفتهء هرودوت هفتصد تالان نقره و صدهزار كيل غلّه ميپرداخت ، از نوشته ديودور روشن است ، كه ماليات مصر در زمان هخامنشىها سنگين نبوده . اين اطّلاعات نظر ما را ، كه بالاتر بمناسبت شورش مصريها اظهار شد ، تأييد مىكند .
زمانى كه اسكندر پس از مراجعت از آمّون در منفيس بود ، رسولانى از جزائر و شهرهاى يونانى براى تبريك نزد اسكندر آمده ضمنا خواهشهائى كردند :
جزيرهء ردس و خيوس خواستند ، كه ساخلو مقدونى از آنجاها برداشته شود ، آتن تقاضا ميكرد ، كه اسراى يونانى را اسكندر پس بدهد ، مىتىلن ميخواست ، كه مخارج شركت اين شهر در جنگهاى اسكندر بر ضدّ ايران تأديه گردد . اسكندر جوابهائى داد ، كه ملايم بود و تا اندازهاى تقاضاها را پذيرفت .
هامش
( 1 ) -Cleomene .( 2 ) -Petisis .( 3 ) -Doloaspis .( 4 ) - 33 ميليون فرنك طلا .