آنها را مجبور ميكرده ، كه موافق معتقدات يونانىها حرف بزنند ) .
بعد كنتكورث گويد ( همانجا ) : « تزيينات داريوش زينتهاى ديگران را از خاطرها ميزدود : قباى ارغوانى او در وسط با نقره مليلهدوزى شده بود و رداى ( شنل ) او ، كه از زر ميدرخشيد ، مزيّن بود به دو قرقى ، كه يكى روى ديگرى افتاده با منقار ضربتهائى به او ميزد و هردو را از زر بافته بودند . بالاخره از كمربند زرّين او قمهاى آويخته بود ، كه غلافش تماما مرصّع و خود كمربند شبيه كمربند زنان بود . تاج شاهان را پارسيها سىداريس « 1 » نامند ( هرودوت و پلوتارك آن را تيار نوشتهاند ) و تاج داريوش ديهيمى بود برنگ آبى و سفيد . از پس گردونهء شاهى سپاهى بعدّهء دههزار نفر حركت مىكرد نيزههاى آنها به نقره مزيّن بود و نوكى از زر داشت . شاه را از سمت راست و چپ تقريبا دويست و پنجاه نفر از نجبا و اقرباى ممتاز او احاطه داشتند . اين كبكبه بسى هزار پياده منتهى ميشد و از عقب اين عدّه چهارصد اسب شاهى را حركت ميدادند . دور تر بفاصلهء يك استاد ( 185 مطر ) گردونهاى ميآمد ، كه سىسىگامبيس « 2 » مادر داريوش در آن بود و در گردونهء ديگر زن داريوش حركت ميكرد . خدمهء اين دو ملكه سواره از عقب گردونهها ميرفتند . پانزده گردونهء ديگر ، موسوم به آرماماكس « 3 » اطفال شاه و مربيّان و خواجهسرايان آنها را حمل ميكرد . بعد زنان غير عقدى شاه ميآمدند . عدّهء اينها 360 و لباسشان مانند لباس ملكهها بود . گنج شاه را ششصد قاطر و سيصد شتر مىبردند و دستهء كمانداران مستحفظين آن بودند .
زنان اقرباى شاه و نزديكان او دستهء ديگرى تشكيل داده بودند و پس از آنها دستهء پيشخدمتها ، خدمهء دربار و باروبنه حركت مىكردند و در اقصى انتهاى اين موكب ، سپاهيان سبكاسلحه با رؤسائشان .
اين است توصيفى ، كه از حركت داريوش در رأس سپاه خود به طرف فرات شده و چقدر شبيه است بتوصيفى ، كه كزنفون از كبكبهء كوروش بزرگ در بابل مىكند
هامش
( 1 ) -Cidaris .( 2 ) -Sysigambis .( 3 ) -Armamaxes( گردونههاى بسته ) .