مخصوص ) « 1 » شاه سابق بود ، و به او مانند يكى از خدمهاش خدمت مىكند . بعد اسكندر ، همين كه داخل معبد بلوس « 2 » در بابل گرديد ، نابود شد . پلوتارك گويد ، كه خدا ميخواست با اين خواب بطور روشن بفهماند ، كه دولت مقدونىها باعلى درجهء بلندى خواهد رسيد ، و اسكندر آقاى آسيا خواهد شد ، چنان كه داريوش وقتى آستاند بود و بعد شاه پارس گرديد ، ولى پس از آن اسكندر خواهد مرد . كنتكورث قضيهء خواب را طور ديگر نوشته . او گويد ( كتاب 3 ، بند 3 ) : داريوش در خواب ديد ، كه اردوى مقدونىها روشن گشت و اسكندر ، كه لباس سابق او را در بر داشت وارد بابل گرديده با اسب خود نابود شد . غيبگوها اين خواب را مختلف تعبير كردند . بعضى گفتند ، كه اين خواب فناى مقدونىها را مىرساند و ديگران آن را بر ضرر داريوش دانستند . در اينموقع بخاطر داريوش آمد ، كه تطيّرى هم در اوّل سلطنت او كرده بودند ، توضيح آنكه او پس از جلوس بتخت غلاف قمهء پارسى را بغلاف يونانى تبديل كرد و كلدانىها گفتند ، كه شاهنشاهى پارسىها بدست ملّتى خواهد افتاد ، كه شاه از اسلحهء آن تقليد كرده . بهرحال داريوش از تعبيرى ، كه بر نفع او كرده بودند ، خوشنود شده حكم كرد آن را اعلان كنند . راجع بحكايت مزبور بايد گفت ، كه ديودور و آريّان در اين باب ساكتاند .
حركت سپاه ايران
مورّخين يونانى حركت قشون ايران را از بابل به طرف فرات باختصار برگذار كردهاند ، ولى كنتكورث بيش از آنان بشرح پرداخته ( كتاب 3 ، بند 3 ) و چون داراى اطّلاعاتى راجع بمذهب و عادات ايران قديم است ، ذكر ميكنيم : « عادتى است نزد پارسىها ، كه قبل از طلوع آفتاب از جائى حركت نميكنند . بنابراين ، پس از اينكه روشنائى روز همهجا را فرو گرفت ، شيپورچىها شيپور حركت را از بارگاه شاه دميدند . بالاى اين بارگاه صورت آفتاب را در قاب بلورين بقدرى بلند نصب كرده بودند ، كه همه ميتوانستند آن را مشاهده كنند . ترتيب حركت چنين بود : پيشاپيش قشون در
هامش
( 1 ) - بصفحهء 1188 رجوع شود .
( 2 ) -Belus .