تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1254

مساهمون:

ص١٢٥٤

روايت آريّان

چنان است مضامين نوشته‌هاى ديودور ، كه ذكر شد ، ولى آريّان چنين گويد ( كتاب 1 ، فصل 4 ، بند 4 ) : چون عبور از گرانيك شروع شد ، اسكندر چابك‌سواران را با پئون‌ها فرستاد ، تا گدار را امتحان كنند و دسته‌هائى از پياده و سوار از پيش روانه كرد . بعد خودش در سر جناح راست داخل رود گرديد . در اين‌وقت شيپورچيها دم اندر دم شيپورها كردند و فرياد مقدونىها برآمد . پارسيها ، چون ديدند آمين‌تاس با دستهء پياده و سكرات « 1 » با سوارها نزديك ميشوند ، باران تير بر آنها باريدند . بعضى از ساحل رود تير ميانداختند و برخى پائين آمده تا لب آب پيش ميرفتند . در اين‌جا تصادم فريقين روى داد ، طرفى ميخواست بساحل برسد و طرف ديگر آن را دفاع ميكرد . پارسىها تير و زوبين به كار ميبردند و مقدونىها نيزه . مقدونىها در ابتداء مجبور شدند عقب نشينند ، زيرا اين‌ها در آب و در جاهاى پست و لغزنده جنگ ميكردند و پارسىها در مواقعى بلند ، كه سواره‌نظام زبده و مم‌نن و پسرش اشغال كرده بودند . جدال صفوف اوّليّهء مقدونىها با پارسىها وحشت‌انگيز بود و باوجود شجاعت‌هاى حيرت‌آور ، تمام مقدونيها كشته شدند ، بجز آنهائيكه به طرف اسكندر عقب نشستند . در اين‌وقت اسكندر در رأس جناح راست بسواره‌نظام دشمن ، كه بفرماندهى سرداران پارسى مشغول جنگ بودند ، حمله كرد و گيرودار خونين در اطراف پادشاه درگرفت . باوجود اينكه هر دو طرف سوار بودند ، چنين به نظر ميآمد ، كه طرفين پياده ميجنگند : چنان بود فشار اسب باسب و سوار به سوار ، زيرا مقدونىها ميخواستند دشمن را بجلگه برانند و پارسىها ميكوشيدند ، كه مقدونيها را به آب بريزند . بالاخره سربازان اسكندر ، بواسطهء اينكه كارآزموده‌تر بودند و نيزه‌هايشان محكمتر بود ، فايق آمدند . در اين‌وقت نيزهء اسكندر شكست و ، چون او خواست از آرس « 2 » نيزه را بگيرد ، او گفت « از ديگرى بگيريد » و نيزهء شكستهء خود را نشان داد . دمارات كرنتى « 3 » نيزهء خود را به او داد و اسكندر مهرداد
هامش
( 1 ) -Socrate .( 2 ) -Ares .( 3 ) -Demarate Corinthien .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1254 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )